https://shohada.org/fa/shahid/content/305411

شناسه خبر: 305411
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۴:۴۶

لحظه و نحوه شهادت

به روایت ازمحمدجواد عصاران : یک روز جواد با ناراحتی و خیلی قاطع گفت : فلانی کی می خواهی این میدان را پاک کنی ؟ تا کی می خواهی شاهد شهادت بچه ها باشی ؟ چنان حرفش جدی بود که دو نفر تصمیم گرفتیم میدان مین را پاک کنیم . عراق هم با عقب نشینی که کرده بود و با تقویت نیروها و تانکها زیادی که در منطقه آورده بود . آرامش را کلاً سلب کرده بود و یکسره با تیر مستقیم تانک در میدان آتش داشت . شروع به پاک کردن مینی کردیم و مینها همه جهنده و مجهز به تله انفجاری و سیمهای کشویی بود و هر نوع تحریک باعث انفجار می شد . مینهای زیادی را با همدیگر خنثی کردیم . یکسره عراق با تیر مستقیم دور میدان می زد . که هر قطعه از ترکشها به سیخهای مین می خورد، مین را بالا می آورد با اصابت قطعات مین به مین های دیگر جهنمی به راه افتاده بود . در حین پاک کردن میدان بودیم با فاصله 20 الی 30 متری از همدیگر بودیم و انفجار اطراف زیاد بود . خیلی برایمان طبیعی شده بود و سرگرم کارمان بودیم که ناگاه صدای انفجاری از محدوده شهید قنادی بلند شد و من بلافاصله بلند شدم که ببینم قضیه چیست . دیدم دود سیاه رنگی محیط جواد را گرفته است چند لحظه بعد که دود کنار رفت . دیدم جواد خوابیده است . به سمت او رفتم دیدم ، دست چپ شهید با فاصله 3 متر از جنازه پرت شده و روی جنازه رفتم ، دیدم مثل سرورش حسین (ع) سر در بدن ندارد و سر پودر شده بود . قطعات استخوان سر به اندازه ناخن انگشت به اطراف پرت شده بود سر از سینه به بالا کلاً ریش ریش شده بود . رگهای گردن ریش شده بود و جنازه رو به قبله افتاده بود .