https://shohada.org/fa/shahid/content/305994

شناسه خبر: 305994
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۴:۵۳

خاطرات جنگی

به روایت از مریم فلاح ناز : در یکی از روزهای آغازین سال 60 شنیدیم که آقای بنی صدر به بیمارستان رفته و از مجروحین جنگ تحمیلی عیادت می کرده، گفته اند: که هر چه بر سر مریض ها و مجروحین رفتم دیدم همه در اثر ترکش خمپاره مجروح شده اند. اینها همه بی احتیاطی خودشان می باشد که از سنگرهایشان خارج می شوند و ترکش می خورند. حالا من در جواب این آقا بگویم: که برادر شما که تا به حال نه تنها به منطقه ما نیامده اید بلکه به مناطق دیگر و خط اول جبهه نرفته اید. چرا این حرف را می زنید شما خودتان خوب می دانید که جواب خمپاره را با خمپاره و جواب تفنگ را با تفنگ داد. شمایی که پشت جبهه هستید و این حرفها را می گویید چرا نمی آیید ما و برادران ارتشی را هماهنگ کنید تا هنگامیکه نزد برادران ارتشی می رویم. فرمانده آنها می گوید من نمی توانم آتش بدهم تا شما پیشروی کنید، می دانم چرا شما و این برادران ما این کار را می کنید. زیرا می خواهید جنگ فرمایشی بشود و مدتها طول بکشد و به قول یکی از همین برادران ارتشی که ستوان بود می گفت: اگر جنگ دو ماه دیگر ادامه داشته باشد، من پول یک bmw را جمع می کنم. حال آنکه اگر این طرز فکر یک ستوان باشد وای به حال شما آقای بنی صدر.