https://shohada.org/fa/shahid/content/306015

شناسه خبر: 306015
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۴:۵۳

خاطرات سیاسی

به روایت از حاجیه جاوید کاظمی : اوج درگیری های زمان انقلاب بود. آن موقع اولین پسرم را حامله بودم و به همین علت کمتر از خانه بیرون می رفتم. یک روز راهپیمایی، رجبعلی به خانه آمد و گفت: چرا توی خانه نشسته اید؟ ـ مادر ایشان هم بود و من هم کار می کردم ـ الآن موقع نشستن توی خانه نیست. بلند شوید. همه به خیابان ها آمده اند و تظاهرات می کنند. من و مادرشان از خانه بیرون رفتیم و در تظاهرات شرکت کردیم. درگیری به حدی شدید بود که ایشان انتظار نداشت ما را زنده ببیند. وقتی به خانه برگشتیم به ایشان گفتم: اگر برای من یا بچه اتفاقی می افتاد می خواستی چه کار کنی؟ گفت: هیچ بچه مان فدای سر امام، فدای انقلاب، انقلاب بالاتر از این حرف ها است.