https://shohada.org/fa/shahid/content/306746

شناسه خبر: 306746
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳

آن مرد آمد

(روایت از بقایی - همرزم شهید ): جنگ در چزابه به قدری سخت شده بود که رزمندگان ،دیگر توان جنگیدن نداشتند ،از سویی عراق به دلیل اهمیت تنگه چزابه با تمام قوا به میدان آمده بود .در این شرایط روحیه،صلابت و جنگاوری فرمانده علیمردانی جان تازه ای به رزمندگان می داد. هر جا احساس می کرد رزمنده ها خسته شده اند، با شور و حرارت رزمنده ها را به مقاومت دعوت می کرد .در بدترین شرایط و پرخطر ترین نقاط که کسی جرات حضور در آنجا را نداشت، حضور پیدا می کرد و حضورش همیشه گره گشا بود. روزهای آخر زخم های زیادی بر بدنش داشت اما همچنان ایستاده بود و می جنگید.همیشه در حال فعالیت بود گاهی آن قدر خسته می شد که به تفنگش تکیه می داد و ایستاده چرت می زد