https://shohada.org/fa/shahid/content/306765

شناسه خبر: 306765
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳

در چذابه یا چشمان من باید بخوابد یا چشمان تو

جانباز غلامحسین صفایی: یک شب خیلی خسته بودم. از شدت خستگی توان راه رفتن نداشتم. به سنگر رفتم. دیدم خیلی آرام گوشه ­ای خوابیده است. چند روز بود که اصلاً چشم روی هم نگذاشته بود. دلم نیامد بیدارش کنم. رزمنده ­ی دیگری را بیدار کردم تا نگهبانی بدهد. خودم هم از شدت خستگی بی هوش شدم و دیگر چیزی نفهمیدم. اذان صبح که برای نماز بلند شدم، سر سجاده مشغول خواندن قرآن بود. به محض اینکه من را دید گفت: صفایی بار آخرت باشد که بدون اطلاع به من می­ خوابی. هر موقع خواستی، استراحت کن اما قبلش با من هماهنگ باش. در چذابه یا چشمان تو باید بخوابد یا چشمان من و گرنه سرنوشت خط نامعلوم خواهد شد.