https://shohada.org/fa/shahid/content/306947

شناسه خبر: 306947
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از محمد ابراهیم عسگران : در تاریخ5/9/1360 من با دو نفر از بستگانم که در گرگان بودند شب خوابی دیدم که محمدرضا و من و چند نفر از دوستان که با ایشان به جبهه رفته بودند قصد رفتن به زیارت را دادیم در همان عالم خواب تصمیم گرفتم اول به حمام برویم و غسل زیارت بکنیم سپس به زیارت برویم من و محمدرضا و سه نفر دیگر وارد حمام شدیم من در عالم خواب گفتم حمام خیلی تاریک است من به حمام نمی آیم به محض این که من این حرف را زدم دو نفر از برادران دیگر هم با من هم عقیده شدند و گفتند ما هم به حمام نمی آییم حمام تاریک است محمدرضا علمدار در جواب گفت: برای شما تاریک است ولی برای من روشن است . من می روم داخل حمام نیمه شب از خواب بیدار شدم و گفتم ای وای بر ما که از غافله عقب ماندیم محمدرضا علمدار به فیض شهادت نائل خواهد شد چون به خواب هایم اعتقاد داشتم صبح به بستگانم گفتم باید به آیسک برویم و هنگامی که به آیسک رسیدیم مراسم تشییع آن شهید در تاریخ 9/9/1360 بود .