https://shohada.org/fa/shahid/content/307044

شناسه خبر: 307044
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۶

ایثار و فداکاری

بعد از این که عمه ام فوت کرده بود به علت اینکه مدتی نماز قضا شده و روزه نگرفته داشت مقداری پول از پسر عمه هایم گرفتم تا به افرادی که نماز می خوانند و روزه می گیردند بدهم تا قرض نماز و روزه ی عمه ام را به جا آورند از شوهرم که یکی از پسر عمه هایم بود پول گرفتم و به ابوالقاسم دادم و گفتم : این ها را به شخصی بده تا نماز و روزه ی قضا شده ی عمه را به جا آورند . بعد از چند روز که از این جریان گذشت یک روز بعد از ظهر ابوالقاسم با همسرش به خانه ی ما آمد و گفت : امروز می خواهیم روزه مان را در خانه ی شما افطار کنیم گفتم : برای چه روزه گرفته اید گفت : امروز آخرین روزی است که برای عمه روزه گرفته ام . آن وقت متوجه شدم که ایشان نمازهای قضا شده ی عمه ام را خوانده و روزه های نگرفته اش را گرفته است و پول هایی را که به ابوالقاسم داده بودم صرف تعمیر کتابخانه و خریدن تعدادی کتاب برای مطالعه ی افراد و دانش آموزان کرده است .