https://shohada.org/fa/shahid/content/307086

شناسه خبر: 307086
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۶

ايثار و فداکاري

راوی محمد رضا محمدی : وقتی که ابوالقاسم داماد شد یک روز به پدرش گفت: از 12 من واحد مساحت زمین شش من زمین را به شما می دهم شما در عوض چهار من از این حیاط را به من بدهید چون می خواهم چهار تا خانه بسازم یکی از خانه ها برای خودم و سه خانه ی دیگر برای چند نفر از افرادی که خانه ندارند . پدر ابوالقاسم گفت : شما هنوز اول زندگی ات است چرا می خواهی این کار را انجام بدهی ؟ چیزی نگفت چهار من زمین را گرفت و شروع کرد که آنها را بسازد بعضی از شبها می نوشت ویا کار می کرد تا بتواند مخارج ساخت خانه را تامین کند خانه ها را ساخت یکی از خانه ها را برای خودنش نگه داشت وسه خانه ی دیگر را به سه نفر مستضعف که خانه ازخودشان نداشتند داد.