https://shohada.org/fa/shahid/content/308001

شناسه خبر: 308001
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۱۷

پیش بینی شهادت

" شبی که نیروها می خواستند از سوسنگرد به منطقه عملیاتی بروند. آقای طاهرپور را دیدم که از حمام می آمد. به ایشان گفتم: الان چه وقت حمام رفتن است؟ نگاهی به من کرد و گفت: غسل شهادت کرده ای؟ این حرف را که گفت مثل این بود که کسی من را تکان داد. با خودم گفتم: احتمال به شهادت رسیدن ایشان وجود دارد. سوار ماشین شدیم و به منطقه رفتیم، دو شب بعد با آقای طاهرپور در محل استقرار گردان دور می زدیم و در یک نقطه توقف کردیم. ایشان به من گفت: شما در اطراف محدودی گردان دوری بزن و به سنگر برو من بعداً می آیم. از آقای طاهرپور خداحافظی کردم و رفتم. ساعت دو یا سه شب شد ولی ایشان به سنگر نیامد در همین لحظه با بی سیم تماس گرفتند و به من گفتند: بیا فلان جا، بین راه که می رفتم شخصی من را دید و گفت: هادی از طاهرپور خبری نداری؟ گفتم:نه، اتفاقاً قرار بود به سنگر برگردد ولی برنگشت. گفت: ایشان تیر خورده است و شروع کرد به گریستن. پرسیدم: چطوری؟ گفت: توسط یکی از بچه های خودمان تیر خورده است و الان هم ایشان را با آمبولانس به عقب بردند. به عقب برگشتم تا ببینم حالشان چطور است. به بیمارستان که رفتم دیدم ایشان به شهادت رسیده است.