https://shohada.org/fa/shahid/content/309905
شناسه خبر: 309905
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۴۱
خاطرات بعد از مجروحيت
راوی علی اکبر سرسنگی: دفعه آخری که به مرخصی آمده بود در حالیکه مجروح بود قصد داشت دوباره به جبهه برود. برای خداحافظی به منزل مادربزرگش رفته و به ایشان گفته بود: من دیگر برنمی گردم. مادربزرگش گفته بود: چرا نیایی؟ گفت: چون این دفعه که بروم شهید می شوم. مادربزرگش گفت: نه، شهید نمی شوی. گفت: خاطر جمع باش که شهید می شوم. و از همانجا رفته بود و بعد از4،5 روز خبر شهادت او را برای ما آوردند.