https://shohada.org/fa/shahid/content/311432

شناسه خبر: 311432
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۶:۲۷

تولد و کودکی

به روایت از اشرف عاکف : پیش از تولد فرزندم حسین نذر کردم که اگر نوزادم پسر بود نامش را حسین بگذارم به تبعّیت از اسم سالار شهیدان کربلا امام حسین (ع) که اتفاقاً نوزادم پسر بود و نامش را حسین گذاشتیم و چون پیش از این شش فرزندم بر اثر بیماری که در آن دوران رایج بود از بین رفته بودند و برای همین نذر کردم اگر این یکی سالم بماند سالی دوبار در روز عاشورای حسینی قربانی نمایم. تا اینکه یکروز در خواب دیدم که یک سید نا آشنا آمد و من موضوع را با او در میان گذاشتم و او گفت: از لحظه تولد فرزندت بعد از 40 روز این مریضی به وجود می آید و چهره اش سیاه و کبود می گردد. اگر شما سر زانوهای او را و طرف بالای گوشهایش را داغ کنید این بیماری برطرف می شود که از خواب بیدار شدم و چون من سواد نداشتم هر روز به روی دیوار یک خط می کشیدم تا اینکه 40 روز کامل شد و در شب چهلم یک تخم مرغ به روی سر او شکستم و بعداً دیدم که چهره اش سیاه شد، من به توصیه ی آن سید سر زانوهای شهید و بالای گوشش را داغ کردم و به حول و قوه الهی حال فرزندم حسین خوب شد و از مرگ حتمی نجات یافت و قسمتش بود که در جبهه حضور پیدا کند و در راه دفاع از خاک میهن اسلامی به شهادت برسد.