https://shohada.org/fa/shahid/content/311873

شناسه خبر: 311873
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۶:۳۲

خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید

به روایت از عذرا دلبری : پس از گذشت چند وقت از شهادت سید رضا یک شب خواب دیدم که مردم به پشت بام رفته و شعار ا... اکبر سر می دادند و همسرم با شنیدن شعار ا... اکبر به پشت بام رفتند تا با بقیه مردم همصدا شوند. در همین حال رادیو را روشن کردم و همین که متوجه شدم عملیات شده و شهرستان بستان آزاد شده شروع به کریه کردم. همسرم که از پشت بام پائین آمد به من گفت: چرا گریه می کنی؟ گفتم: نمی دانم چرا قلبم درد می کند و دلشوره دارم. در همین حال از خواب بیدار شدم و شروع به گریه کردم. صبح مادربزرگ به خانه مان آمد وگفت: دیشب یکنفر آمد وگفت که یک عدد عکس از سید رضا را بدهید برای اینکه ایشان در مسابقه برنده شده است. من گفتم: کجا؟ برای چی برنده شده؟ منتظر جواب شده و فورا" به منزل پدرم رفتم و دیدم که همسایه ها در کوچه باهم صحبت می کنند و من متوجه شدم که خبری شده است. باهم به مصلی رفتیم . در آنجا متوجه شدم برادرم شهید شده است و پیکر مطهرش را در آنجا دیدم که به رگبار بسته شده بود و بعد هم پیکر پاک و مطهر پسرم را به من نشان دادند که یک تیر به بازو و قلبش خورده بود.