https://shohada.org/fa/shahid/content/312850
شناسه خبر: 312850
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۶:۴۵
زندگی مشترک
به روایت از معصوه خشتی : یک شب با صدای موتور غلامرضا از خواب بیدار شدم. وقتی بیرون رفتم دیدم از او خبری نیست. نگران شدم و به انتظار برگشتن او نشستم. موقعی که او برگشت از او سؤال کردم مادر نصف شب کجا رفتی؟ او گفت: مادر همسرم مریض شده بود رفتم از تربت جام برایش دارو بخرم.