https://shohada.org/fa/shahid/content/313267
شناسه خبر: 313267
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۶:۴۹
خاطرات سیاسی
به روایت از مرتضی حسینی : روزی من با سید رضا و دوستانم به مسجد جامع نیشابور رفتیم بعد از اقامه نماز ظهر و عصر در مسجد سید رضا به من گفت: مجسمه شاه در اکثر شهرهای کشور به پائین کشیده شده است ولی مجسمه شاه در نیشابور به پائین کشیده نشده است. بیائید ما این کار را در نیشابور انجام دهیم. در جواب به او گفتیم این کار خطرناکی است و در ضمن در توان ما هم نیست. ایشان گفتند: چند روز پیش در مشهد بودم که مجسه شاه را در آنجا به پایین کشیدیم و وجود این مجسمه برای این شهر ننگ است، نهایتاً به سمت فلکه ایران- جایی که مجسمه در آجا نصب شده بود- رفتیم و کم و بیش شعار مرگ بر شاه می دادیم و مردم را دعوت به همکاری می نمودیم ولی متأسفانه استقبال خوبی از طرف مردم نشد، ولی سید رضا گفت: با توکل به خدا این کار را انجام می دهیم. من و چند نفر از دوستانم در چند طرف خیابان نگهبانی می دادیم که مأموران از این موضوع خبر دار نشوند، سید رضا و چند نفر از جوانان به دور مجسمه رفتند و سید رضا یک طناب قرقره بنائی را دور گردن مجسمه شاه انداخت و پائین آمد شروع به کشیدن طناب می کردند، هر کاری کردند مجسمه از زمین جدا نمی شد، ناگهان جرثقیلی از دور فلکه عبور کرد و ما موضوع را با او در میان گذاشتیم. راننده جرثقیل هم به یاری ما شتافت و سیم بکسل جرثقیل را بدور گردن مجسمه انداخت و مجسمه را به پائین کشید و مردم نیز از این وضع به وجد آمده بودند.