https://shohada.org/fa/shahid/content/314146

شناسه خبر: 314146
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۰۰

تولد و کودکي

راوی نصرت الله جلیلی: زمانی که فرزندم عبدالله دو سه ماه بود به مریضی سختی دچار شد طوری که شیر نمی توانست بخورد و پستان مادرش را نمی گرفت و هر طوری که بود با شیر خشک تا سن دو سالگی برزگش کردیم و مادرش هر جا که او را می برد و پیش هر دکتری که می رفتیم نمی توانستند مریضی اش را تشخیص بدهند و حالش خیلی بدتر شده بود و غذا هم نمی توانست بخورد خیلی ضعیف و لاغر شده بود وهر کسی که او را می دید می گفت: دیگر زنده نمی ماند. دیگر اورا پیش دکترها نبرید چون خوب شدنی نیست. یک روز که وارد خانه شدم دیدم یک ملایی در خانه مان هست. به همسرم گفتم: این آقا این جا چه کار دارد؟ همسرم گفت: این ملا را مادرت به خانه آورده است تا با دعایی که می دهد حال این خوب شود. به ملا گفتم: حتما با این دعا حال فرزندم خوب می شود؟ گفت: بله الان خودتان می بینید. فرزندم خیلی بی حال بود و اصلا تکان نمی خورد. وقتی شروع کرد به دعا خواندن بعد از چند ثانیه ای دست فرزندم تکان خورد و چشمانش را باز کرد. و دعای آن ملا اثر داشت و حال فرزندم خوب شد. از آن ملا خیلی تشکر و قدردانی کردم. چون دو سال فرزندم مریض بود و ما خیلی سختی کشیده بودیم. و قسمت ایشان این بود که در آن زمان زنده بماند و موقع جنگ به جبهه برود و به درجه ی رفیع شهادت نائل آید.