https://shohada.org/fa/shahid/content/314155
شناسه خبر: 314155
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۰۰
خاطرات سياسي
راوی خورشید پروانه: همسرم عبدا... فردی بسیار با جرأت و نترس بود. به خاطر دارم یک دفعه ایشان به هماره جوانان روستا خنجرهایی از چوب ساختند و ایشان همه را سوارماشین کرد و به درگز رفتند. وقتی که برگشتند دیدم یکی را دستگیر کردند و همراه خود آوردند از ایشان پرسیدم این چه کسی است که دستگیرش کردید؟ گفت:این مرد از طرفداران شاه است و پست شهرداری درگز را به عهده دارد. و خیلی کارهای خلاف انجام می داد برای همین ما او را دستگیر کردیم.