https://shohada.org/fa/shahid/content/314446

شناسه خبر: 314446
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۰۴

مبارزه با ضد انقلاب و منافقين

راوی بتول باقرپور: به خاطر دارم که قبل از انقلاب بود که یک روز کمال پیش من آمد و گفت: مامان، شاید عصر یک کمی خیابانها شلوغ شود و من دیرتر بیایم. گفتم مادر خودت را توی چشم نکن. گفت دیگه گذشته حالا باید اینقدر کربلا کربلا بکنیم تا را ه باز شود و از این حرفها گذشته است. بعد از اینکه او به خیابان رفت چند ساعت بعد هم من به دنبالش به خیابان رفتم دیدم چه قیامتی به پا شده اینقدر کشت وکشتار و مجروح در خیابانها ریخته است. وقتی به خانه برگشتم خبر آوردند که کمال با چند تن از منافقین در گیر شده است و آنها کمال را مجروح کرده اند و الان توی بیمارستان توی درگز بستری است که به آنجا رفتم.