https://shohada.org/fa/shahid/content/314450
شناسه خبر: 314450
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۰۴
لحظه و نحوه شهادت
راوی محمد رضا جانفزا: به خاطردارم هنگامیکه برادرم کمال درجبهه مجروح شده بود ایشان را به بیمارستانی دراهواز برده بودند ویک عمل سطحی روی ایشان انجام شد. دوباره به جبهه برگشت. حدوداً 15 الی 20 روزی که ازبیمارستان اهواز مرخص گردیده وبه جبهه برگشته بود که دوباره ازناحیه شکم درمنطقه تنگه چزابه مجروح واینبارایشان را به بیمارستانی درشیراز منتقل کردند. وقتی با خبرشدیم برای دیدنش همراه شوهرخواهرم به شیرازرفتیم. دکترها گفتند: عفونت بسیارشدید است ووضعیت روحی خوبی ندارد. دو روز بعد ازما همسرشهید ومادروخواهرم به شیرازآمدند. تا کمال آنها را دید گفت: خدایا ، یا امام زمان ، اینها آمدند تا مرا ببرند. با اینکه من با شما عهدی داشتم. من را با نوشیدن شربت شهادت راهی شهرستان ودیارخودم کن. الحمدا... با دیدن آنها ، حالش کمی بهترشد وموقع اذان ظهرومغرب درهمان اتاق که بستری بود اذان می گفت وقرآن تلاوت می نمود. الفت خاصی بین کارکنان وخصوصاً همان بخش که بستری بود به وجود آورده بود. فردای آنروزخانواده خواستند که ایشان را برای عمل جراحی ومداوا به بیمارستان مشهد منتقل کنند ، اما چون حالش کمی بهترشده بود ممانعت کردند. آن شب من تا حدود ساعت 11 شب کناراو بودم که بعداً جهت استراحت کوتاه به محلی که بنیاد شهید برای ما درنظرگرفته بود رفتم. یک ساعت بعد به من خبردادند که وضع کمال برعکس شده سریعاً خود را به بیمارستان رساندم دیدم وضع عجیبی است ، تمام پرستارهای بخش یکی بالای سرش قرآن می خواند ویکی دعا می کرد وهیچ کس خواب نبود همه نگران بودند بخصوص آنهایی که توی اتاق ایشان بستری بودند. به خرحال عنایت خداوند شامل حالش شد وآرزویی که انتظارش را می کشید سررسید وساعت 2 شب بامداد دعوت حق را لبیک گفت وبه سوی ایزد باری شتافت. روحش شاد باد.