https://shohada.org/fa/shahid/content/314464
شناسه خبر: 314464
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۰۴
لحظه و نحوه شهادت
راوی بتول باقرپور: خاطرم است یک روز قبل از اینکه پسرم به جبهه برود، شش نفر از شهدا که از اقوام بودند را به روستا آوردند که شهید آن روز یکسره منزل این شهید وآن شهید بود و به پدر و مادرشان دلداری می داد. به شهید گفتم: مادر جان کمال همسرت تازه زایمان کرده است و مریض می باشد. ایشان گفتند: یعنی چه باید عادت کند وقتی که داشتیم به منزل می آمدیم گفتم: کمال این مادر و همسر شهیدان نشسته بودند و غذا می خوردند انگار نه انگار که کسی شهید شده و احساس ناراحتی نمی کردند گفت: از آن زنهای خوب در آینده یکی شما و دیگری همسرم هستید. وقتی من شهید شدم احساس ناراحتی و گریه نکنید و برایم سیاه نپوشید شیرینی پخش کنید و توی عزای من شادی کنید چون من با به شهادت رسیدن به تمام آرزوهای قلبی ام رسیده ام و دیگر هیچ آرزویی ندارم.