https://shohada.org/fa/shahid/content/315005

شناسه خبر: 315005
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۱۰

شجتعت و شهامت

به روایت از محمود رعیت نژاد : مدتی در گروه اطلاعات عملیات در خدمت شهید احمد پورولی بودم. یام است یک بار با ایشان برای شناسایی رفته بودیم. به مجرد این که نزدیک سنگر عراقی ها رسیدیم، احساس کردم ضربان قلبم تند شده است. البته طبیعی هم بود از میادین و موانع دشمن عبور کردن و نزدیک دشمن شدن، یک التحاب و هیجان خاصی در انسان ایجاد می کند. استراب داشتم و مرتب به اطرافم نگاه می کردم. نا خودآگاه لحظه ای نگاهم به پورولی افتاد، ایشان با آن سن کمی که داشت، به قدری خونسرد و آرام بود که گویی در سنگر خودی نشسته و به دیوار آن نگاه می کند. ایشان شجاعت خاصی داشت.