https://shohada.org/fa/shahid/content/315006

شناسه خبر: 315006
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۱۰

تلاش و پشتکار

به روایت از محمود رعیت نژاد : در منطقه ای بودیم که شرایط آب و هوایی بسیار سختی داشت. در منطقه رملی و بادهای ماسه ای کار شناسایی بسیار مشکل بود. در روز حدود بیست تا بیست و پنچ کیلومترراه را پیاده طی می کردیم. کار بسیار نفس گیری بود. بعد از مأموریت حد اقل یک روز باید استراحت می کردیم. چون انسان از لحاظ بدنی واقعاً دچار مشکل می شد. شهید پورولی جزو معدود کسانی بود که همیشه برای مأموریت رفتن در صف اول قرار می گرفتند. نیم ساعت نشده بود که ایشان از مأموریت باز گشته بود. آقای حسینی می خواست چند نفر را برای مأموریت دیگر بفرستد. ایشان اسامی را اعلام کرد،ولی نامی از شهید احمد پورولی نبرد. احمد انگار که به او توهین شده باشد، بلند شد و گفت: پس من چی؟ چرا اسم مرا نمی خوانید؟ آقای حسینی گفت: شما که تازه آمده اید. خسته هستید. شهید پورولی گفت: کار برای خدا خستگی ندارد. با همان خستگی که کاملاً در چهره اش نمایان بود گفت من هم می روم. خلاصه ایشان هرگز استراحتی برای خود در نظر نمی گرفت و عقیده اش این بود که مأموریت و انجام وظیفه و تکلیف الهی بر همه چیز ارجح است.