https://shohada.org/fa/shahid/content/318181

شناسه خبر: 318181
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۴۹

بدون عنوان

طخاطره ای از شهید آبیل به روایت یکی از دوستانش:ما برای تعمیر مسجد خانه های سازمانی آخر هرماه مبلغی پول جمع می کردیم و آن روز هم، موعد جمع کردن پول بود. اما به علت برگزاری مراسم، نمی شد در آن روز پول جمع کرد ولی محمد آبیل اصرار داشت که از او پول بگیرم . ما گفتیم: باشه بعداً.شهید در جواب گفت : من ممکن است نتوانم شما راببینم چون فردا عازم مأموریتم . بالاخره با اصرار او پول را گرفتیم و او عازم مأموریت شد. همانطور که خودش گفته بود دیگر از مأموریت برنگشت و برای همیشه به مهمانی خدا رفت.