https://shohada.org/fa/shahid/content/322724
شناسه خبر: 322724
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۸:۵۰
خواب و رویای شهید
به روایت از فاطمه بیگم سنگ سفیدی : به خاطر پسرم محمدعلی خوابی را که دیده بود این گونه نقل کرد: که یک شب من نگهبان انبار مهمات بودم و چون خیلی خسته بودم یکی از دوستانم آمد و گفت شما خسته شدید من چند دقیقه ای بجای شما می ایستم. شما بیایید و بروید استراحت کنید من هم قبول کردم و در همین حین که دراز کشیده بودم خوابم برد. در خواب دیدم که یک کوهی روی دوشم انداخته اند و آنقدر سنگین است که نمی توانم بلند شوم. در همین حال یک دفعه نام علی علیه السلام را بر زبان آوردم. همین که گفتم یا علی مدد کوه متلاشی شد و وقتی بلند شدم دیدم یک نفر جلوی من ایستاده از شانه هایش گرفتم و گفتم شما چه کسی هستید؟ گفت: نام من را مپرس ولی من اصرار کردم و ایشان گفت: نام چه کسی را صدا و یا به زبان آوردید گفتم نام علی را گفت: من خودم علی هستم بعد از من دست و پاهای مولایم علی را زیارت کردم و بوسیدم و ایشان سه آید و به من یاد دادند و گفته اند این آیه ها را هنگام مواجه شدن با مشکلات بر زبان بیاورید و بعد از خواب بیدار شدم.