https://shohada.org/fa/shahid/content/324183

شناسه خبر: 324183
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۹:۰۹

ابتکار و طرحهاي نظامي

علی غیور اصلی یکی ازهمرزمان علی ازرشادتهاوابتکارات برادرم که مسئول عملیات بوداینگونه خاطره ای را نقل می کرد:در اوایل جنگعراقیها عملیاتی را بر علیه ایران تدارک می بینند که خوشبختانه عملیات با شکست روبه رو می شودو تعداد زیادی تانک عراقی به گل می نشیند که آن زمان در اخبار تلوزیون هم نشان داده شد.برادرم در آن عملیات مسئول نیروهای ایرانی بوده است.عراقیها با تانکها وتجهیزات زیادی که داشتنداز طرف بستان پیشروی می کنند تا به سوسنگرد می رسند،سوسنگردرا هم رد می کنند وتا پشت پادگان حمید در اهواز می آیند.در آن زمان نیرویی هم که بتواند کامل از شهر دفاع کند وجود نداشت.اوایل جنگ بود وارتش هم هنوز خیلی وارد جنگ نشده بود.برادرم علی پنجاه یاشصت نفر نیروبیشتر نداشت فقط همان افرادی که خودش آموزش اولیه انها را بر عهده داشته،همراهش بودند.علی دستور می دهد چاله هایی دور تا دور جاده بیرون از اهواز حفر کنند ودر هر چاله چهار نفر مجهز به ژ-سه و یک نفر آرپیجی زن مستقر شوند.به آنها هم می گوید:تا زمانی که علامت نداده ام هیچ کاری انجام ندهید.هر اتفاقی که افتاد شما فقط بنشینید ومنتظر فرمانم باشید.عراقیها هم که در حال پیشروی بودند.بستان وسوسنگردرا رد می کنندوکسی هم درمقابلشان مقاومتی انجام نمی دهد.عراقیها که می بینند کسی جلوآنها دفاع نمی کند.آرایش نظامی خود را بر هم می زنندو به صورت ستون در جاده آسفالته به حرکت در می آیند.بین بعضی از بچه ها حرفهایی هم رد وبدل می شود که آقای غیور اصلی چرا فرمان حمله نمی دهد؟آقای آهنگران می گفت:موقعی که عراقیها می آمدندما از دور می دیدیم.می گفتیم: آقای غیوراصلی چه می کند چرادستور حمله نمی دهد؟عده ای می گفتند:چون علی دررژیم شاهنشاهی خدمت می کرده است،امکان دارد قصد خیانت دارد ولی من می گفتم:ایشان در کردستان عملیاتهای زیادی را بر عهده داشته است می داند چه می کند.خلاصه تانکهای عراقی به چند متری موضع ایرانیها می رسند.در این لحظه آقای غیور اصلی منوری شلیک می کندو با این علامت فرمان آتش می دهد.ابتدا آرپی جی زنها بلند می شوند و تانکهارا که در فاصله های کمی قرار داشته اند را منهدم می کنند.عراقیها هم که غافلگیر شده بودند،نمی دانستند از کجا گلوله ها می آید.سعی می کنندسریع آرایش نظامی به خود بگیرند.از جاده به پایین سرازیر می شوندو به داخل دشت می آیندتا آرایش نظامی بگیرند.خوشبختانه در کنار جاده دشتهایی وجود داشته است که برای کشاورزی آبیاری شده بوده است.تانکها به محض اینکه داخل گل ها می شوند گیر می کنند حتی تانکهای پشت سر هم چون با سرعت به پایین می آمدند روی تانکهای دیگر می رفتند و باعث انفجار می شدند.حتی تا چند سال پیش هم ویرانه های تانکها در کنار جاده به چشم می خورد. خوشبختانه عملیات عراقیها با درایت و تجربه ی آقای غیور اصلی با شکست رو برو شد.