https://shohada.org/fa/shahid/content/327072
شناسه خبر: 327072
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۹:۴۸
خاطرات سیاسی
به روایت از مهتا ب رمضانی : برادرم ، ابراهیم ، دانشجو بود و در مشهد درس می خواند. من برای یک هفته به مشهد رفتم _ و هنوز از انقلاب و راهپیمایی چیزی نمی دانستم _ یک روز ایشان از داخل لوله بخاری کتابی را به من دادند تا مطالعه کنم ، سپس گفتند: به کسی نگویی که آنرا مطالعه کردم چون کتاب در مورد جنایتهای شاه بود و مسایل آن برایم خیلی عجیب بود. بعد از مطالعه آن کتاب خط فکری من عوض شد و به خیلی از مسایل در مورد انقلاب پی بردم.