https://shohada.org/fa/shahid/content/331828
شناسه خبر: 331828
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۱۰:۵۱
خواب و رویای دیگران درباره شهید 2
به روایت از اصغر نباء رحمتی : علی شهید شده بود در تشییع جنازه اش شرکت کردم از این که دوست مومن متعهدی را از دست داده بودم خیلی ناراحت و غمگین بودم بعد از ظهر با ظهر بعلت خستگی خوابم برد در عالم خواب دیدم که من ، علی و برادر شهید حسن ارفعی سه نفری توی بازار مسجد شاه که نزدیک حرم است در حال رفتن هستیم درهمان حال دیدم که : تابوت شهید علی اسدزاده را پرچمی مزین کرده است و درکناری گذاشته شده است روبه علی کردم و گفتم : این کارها چیست که ازخودت در آورده ای ؟ خودت را شهید معرفی کرده ای ؟ گفت : اصغر مرا آرام بگذار خسته ام بگذار بخوابم من فقط ماموریتم عوض شده است . دستم را گرفت و به پشت سرش چسباند و گفت : نگاه من هیچی ام نیست فقط خسته ام بگذار استراحت کنم .