https://shohada.org/fa/shahid/content/337573
شناسه خبر: 337573
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۱۲:۰۵
مردخدا
در سال 1382 براي فرماندهي انتظامي استان خراسان پرواز انجام مي داديم. در يك برهه زماني بواسطه جلوگيري از ورود غير قانوني اتباع افاغنه، پروازهاي زيادي در شهر كاشمر انجام داديم. قرار بود، پاسگاهي در منطقه هفت شاخ بواسطه مشرف بودن به كوههاي اطراف، در منطقه براي جلوگيري از ورود مردم افغانستان احداث شود. براي همين منظور، پرواز در آن منطقه زياد انجام مي شد. در همان زمان، بالگرد به سرويس 50 ساعته رسيده بود و نفر فني از تهران براي انجام سرويس شهيد مهدي عليزاده معرفی شد كه آمده بود. از آنجايي كه استفاده از بالگرد در آن شرايط، بسيار حساس و لازم و ضروري بود. قبل از انجام سرويس، بالگرد را به فرودگاه مشهد انتقال داديم وصبح زود آن شهيد عزيز كه به فرودگاه مشهد خود را رسانده بود؛ بدون درنگ و در اول صبح، براي انجام سرويس بالگرد آماده شد. پس از آماده شدن، شهيد عليزاده رو به من كرد و با حالت خنده گفت: «آقا فرشاد اگه اجازه بدهي چون من آدم ريزه پيزه اي هستم، سرويس موتور را من انجام بدهم و شما هم سرويس ترانسميشن را انجام دهيد.» لازم به ذكر است؛ كه ايشان از متخصصان خوب موتور بالگرد 205 بوده است. با وجود اينكه براي انجام سرویس بالگرد به حداقل 3 روز زمان نياز بود، ولي ما توانستيم در كمترين زمان و در طول فقط يك روز، اين سرويس را به طور كامل انجام دهيم، و بالگرد را آماده براي انجام ماموريت نماييم. چيزي كه بيش از همه اين خستگي و تشنگي شديد را در آن گرماي طاقت فرساي تابستان، از ذهن ما دور مي كرد گفتگو بين ما بود؛ به طوري كه ضمن كمك به همديگر، با خنده كارهاي فني خودمان را انجام مي داديم. چون تابستان بود، طول روز نيز زياد بود. با این وجود توانستيم تقريبا به مدت 10 ساعت، كار روي بالگرد انجام دهيم و به علت گرماي شديد، چندين دفعه سرهای خودمان را با آب خنك شسته، تا از شدت گرما كاسته شود، تا توانستيم سرويس را به پايان برسانيم. به علت اهميت در آماده سازي وسيله، حتي ناهار خودمان را در پاي بالگرد خورديم و تست هاي پروازي نيز پس از پايان يافتن كار فني، توسط خلبانان نيز انجام گرفت. پس از بازگشت به مهمانسرا به علت خستگي، خيلي سريع بعد از شام به استراحت پرداختيم. صبح آن روز نيز شهید علیزاده به سمت تهران حركت كردند و ما نيز به ادامه ماموريت را انجام دادیم.