https://shohada.org/fa/shahid/content/65338
شناسه خبر: 65338
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
درخواست همسر شهید در مراسم خواستگاری
وقتي براي صحبتكردن به اتاق رفتيم آقا سعيد به من گفتند چه خواستههايي داريد؟ و من گفتم بهتر است شما اول خواستههايتان را بگوييد. وقتي شروع به صحبت كرد ديدم كه در صحبتهايش تمام خواستههاي من را حتي كاملتر از چيزي كه در ذهن خودم بود مطرح كرد. من هم گفتم شما همه خواستههاي من را گفتي اما من فقط يك درخواست دارم و آن اين است كه هيچ وقت من را تنها نگذاريد. وقتي اين را گفتم آقا سعيد خيلي تعجب كرد و گفت: اين يعني چه؟ گفتم يعني هيچ وقت نميريد! او خيلي از اين صحبت من تعجب كرد و گفت: مگر ميشود من چنين چيزي را تعيين كنم و عمر فقط و فقط دست خداست. با اين حال من چون فرزند شهيد بودم و مشكلات مادرم و خودم را ديده بودم هميشه ترس از نبود و از دستدادن همسر آيندهام را داشتم. با اين حال آن شب آقاسعيد گفت مرگ را به خدا بسپارم اما به من قول داد تا زماني كه زنده است چيزي برايم كم نگذارد و با تمام وجودش دوستم داشته باشد.