شهید عبدالله ترابی، فرزند خیرالله در تاریخ 18/03/1333 در شهر تویسرکان در استان همدان در خانواده ای متدین و مذهبی چشم به جهان گشود. او پس از سپری شدن دوران کودکی در کانون گرم خانواده راهی مدرسه شد و تحصیلات خود را تا پایان دریافت سیکل ادامه داد. سپس با علاقه شدید در راه حراست از میهن خود به عضویت ارتش درآمد.
با شروع مبارزات مردمی او که از مریدان رهبر کبیر انقلاب از پای ننشست و خالصانه برای پیروزی انقلاب قدم بر می داشت. در راهپیمایی ها شرکت می کرد و همراه جوانان محل به جمع انقلابیون پیوست و از هیچ تلاشی فروگذار نبود تا این که انقلاب به پیروزی رسید و امام خمینی (قدس سره) به ایران بازگشت و حکومت جمهوری اسلامی ایران تشکیل شد.
عبدالله با همت خانواده در سال 1358 با دختری نجیب از خانواده ای اصیل که در همسایگی آنها زندگی می کردند. ازدواج کرد و پس از آن برای شروع زندگی به همراه همسرش به کرمانشاه رفت. او علی رغم سختی ها و مشقت های شغلش، انسانی سالم و در قبال کار و خانواده اش بسیار وظیفه شناس بود.
از خصوصیات فردی این شهید بزرگوار می توان به مهربانی، محبت، مقید بودن به رسیدگی به پدر و مادر، صله رحم، محرم و نامحرم نام برد. همچنین شدیداً به نماز اول وقت پای بند بود و افراد مکلف کاهل نماز را دوستانه و با محبت ارشاد و راهنمایی می کرد.
با شروع جنگ تحمیلی بر علیه ایران اسلامی به سرگردگی استکبار جهانی در مناطق جنگی حضور داشت و خالصانه به دفاع از کیان انقلاب و نظام اسلامی می پرداخت. او در کلاس های عقیدتی ارتش از جمله احکام شرکت می کرد و به فراگیری معارف الهی همت می گمارد. روزهایی که در میدان نبرد بود روزه می گرفت و با شور و نشاطی سرشار در منطقه به تعمیر ماشین های پایگاه می پرداخت و از هیچ خدمتی فروگذار نبود.
در تیر ماه ۶۷ صدام طی یک سخنرانی تلویزیونی اعلام کرد: «... بعد از مدتی خواهید دید که چگونه مجاهدین خلق به اعماق خاک خودشان نفوذ خواهند کرد و همینطور پیوستن مردم ایران به صفوف آنها را خواهید دید. به این ترتیب شش روز پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت توسط ایران، نیروهای عراقی توافقات این قطعنامه را زیر پا گذاشته، دوباره در جنوب و حوالی خرمشهر حمله کردند تا راه نفوذ برای ارتش مجاهدین خلق باز شود و حتی توانستند تا آستانه تصرف آن پیش روند. به این ترتیب نیروهای دفاعی ایران در جبهههای جنوبی مستقر شدند. در این زمان سازمان مجاهدین عملیاتی با نام فروغ جاویدان را از مرزهای غرب ایران آغاز کرد.
همزمان با عملیات فروغ جاویدان از سوی سازمان مجاهدین خلق، ارتش عراق نیز در روز ۳۱ تیر ماه ۱۳۶۷ چندین روستای ایران در اطراف کرمانشاه را با بمبهای گاز خردل و گاز اعصاب بمباران کرد. این بمبارانها به مرگ صدها غیرنظامی و مجروحیت چندین هزار نفر از افراد غیرنظامی انجامید. دامها و زمینهای کشاورزی که محل معیشت مردم بود، نابود شده و تا مدتها آلوده شد.
این ارتشی بزرگوار سرانجام در تاریخ 31/04/1367 در حمله هایی که قبل از عملیات مرصاد انجام می شد در منطقه سومار که در محاصره دشمن بود به مقام والای شهادت رسید و پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای زادگاهش در کنار دیگر همرزمانش به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
زندگینامه
خاطره
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.