عبدالله دومین شهید خانواده بود که بعداز شهادتش، جنازه او حدود یکسال مفقود بود. در خانوادهای مذهبی و مومن تربیت شده بود و از کودکی با قرآن و مسجد انس داشت و در خردسالی به همراه برادرانش در جلسات قرآن شرکت میکرد. هفتساله بود که به مدرسه رفت تا کسب دانش کند که در این راه موفق شد، تحصیلات خود را تا دورۀ متوسطه ادامه دهد. کلاس دوم راهنمایی بود که انقلاب آغاز شد و او بههمراه برادرانش علاوه بر حضور در تظاهرات خیابانی در توزیع اعلامیههای حضرت امام(رحمهاللهعلیه) نیز نقش موثری داشتند. او که شاهد فعالیتهای انقلابی برادرانش بود، در مدرسه و محله بر علیه دستگاه ظلم پهلوی آشکارا شعار میداد. پساز پیروزی انقلاب همچنان مشغول تحصیل بود تا زمانی که جنگ تحمیلی شروع شد. ابتدا برادرانش عازم جبهه شدند و سپس او راهی دیار عاشقان گردید. وقتی برادرش حبیب به شهادت سید، چنان شور زایدالوصفی در وجودش پیدا شد که مجبور به ترک تحصیل گردید و در سن 16 سالگی او هم به مناطق عملیاتی عزیمت کرد. اگرچه برادرش ابراهیم در جبهه مسئولیت داشت، ولی نزد او نرفت و در گردان دیگری مشغول دفاع شد. عبدالله همزمان با برادر دومش ابراهیم که در شرق دجله به شهادت رسید، او نیز مفقود الاثر گردید. وی از نظر اخلاقی اگرچه سری پر شور داشت، اما آرام و کم حرف بود و مظلومیت و نور معنویت خاصی در چهره او هویدا بود.
تصاویر
زندگینامه
وصیت نامه
خاطره
اسناد
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.