جوانمرد غیور ایران، مجتبی فرقانیان 1 خردادماه 1345 در شهرستان نجفآباد قدم به جهان گذاشت. چهارمین فرزند خانواده بود. هفت ساله بود که برای آموختن علم و ادب راهی دبستان شد. در اوقات بیکاریاش با دستان ظریف و کوچکش کاردستی درست میکرد. تحصیلاتش را در مقطع راهنمایی به پایان رسانید. پدر و مادرش را جزء گرانبهاترین داراییهای زندگیاش میدانست؛ چراکه تعلق خاطر خاصی به آنان داشت. همواره در کارهای منزل به مادرش کمک میکرد. قبل از اینکه به سن تکلیف برسد، به انجام واجبات دین پایبند بود. همیشه سعی میکرد نمازش را اول وقت و به جماعت اقامه کند. برای وارسته شدن و خودسازی روزه میگرفت و تمام وجودش را از ناپاکیها خالص میساخت. هرگاه کسی را میدید که در بهجا آوردن نمازش سستی میکند، با لحنی آرام و دلنشین او را به نماز مشتاق میکرد. خوش اخلاقی، سادگی و مهربانی با خلق و خوی وی عجین شده بود. راستگویی و صداقت را کلید مردانگیاش میدانست. دست و پنجه نرم کردن با مشکلات او را بردبار و صبور کرده بود. مجتبی با این خصوصیات برای خانوادهاش الگو بود. برای اینکه بچههای محلهشان هم از فیض رحمت الهی برخوردار شوند، به آنها قرآن آموزش میداد. اوقات فراغتش را با مطالعۀ کتب شهید مطهری، شهید دستغیب و نهج البلاغه میگذراند. به دنیا و تعلقات آن وابسته نبود. در مشقت و سختی به یاری افراد نیازمند میشتافت. هرموقع عصبانی میشد برای اینکه رفتارش موجب ناراحتی اطرافیانش نشود سریع آن محل را ترک میکرد. به ائمۀ اطهار ارادت خاصی داشت. ایشان همیشه خانوادهاش را به پرهیز از غیبت، دروغ، تهمت و اقامۀ نماز جماعت و حفظ حجاب تأکید میکرد. همین خصوصیات مجتبی موجب محبوبیتش در بین مردم شده بود.
با شروع انقلاب و شکلگیری جنبشهای مردمی برای سرنگونی و سرکوبی شاه منحوس همصدا با ملت ایران و همراه خانوادهاش در تظاهرات و راهپیمایی حضور داشت. عاشق امام و گوش به فرمان ایشان بود. پس از پیروزی باشکوه انقلاب، دشمنان ایران جنگی نابرابر به راه انداختند؛ اما جوانان غیور ایران از جمله مجتبی فرقانیان در برابر آنان به پاخاستند و بار دیگر از کشور، ناموس و ارزشهای اسلام و قرآن دفاع کردند. به عضویت لشکر8 نجفاشرف درآمد و به عنوان تک تیرانداز در گردان یازهرا(س) به پاسداری و نبرد با ظالمان و ستمگران پرداخت. سرانجام پس از چندین ماه رشادت، از خودگذشتگی و مردانگی به تاریخ 5/12/1362 در جزایر مجنون و عملیات خیبر بر اثر اصابت ترکش به بدنش دعوت حق را لبیک گفت. پیکر مطهرش پس از چهارده سال مفقود بودن به زادگاهش بازگشت و بعد از تشییع باشکوه در کنار همرزمانش در آغوش لالههای خفته در نجفآباد آرم گرفت.
زندگینامه
وصیت نامه
خاطره
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.