شناسه: 113920

وصیت شماره 2 - شهید حسین مرادیان

به نام خدا
الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله و الذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاقوت فقاتلوا اولیاء الشیطان
کسانیکه ایمان آورده اند جنگ می کنند در راه خدا و آن کسانیکه کافرند جنگ می کنند در راه طاغوت که شیطان است پس جنگ کنید با کفار که دوستان شیطانند.
با سلام فراوان بر امام زمان و نایب برحقش خمینی کبیر این پیرجماران در هم کوبنده ستمگران رسوا کننده مستکبران یاور و همدم مظلومان قلب تپنده همه مستضعفان و با سلام بر امید و امت امام منتظری نستوه و با سلام به تمامی خدمتگزاران به
اسلام و مسلمین و با سلام فراوان به روان پاک خون شهدا راه حق و حقیقت از صدر تاکنون،از غرب تا جنوب از کربلای حسینی تا کشور ایران.
خدایا اینک که این وصیت نامه را می نویسم با حالت ندامت و پشیمانی و شرمندگی از اعمال خودم در پیشگاه پرفیض و رجایی تو قرار گرفته ام و خدای من این شرمندگی و ندامت بخاطر این است که در خود از طریق انعام بی کرانت راه وصل و نیل به سوی کویت را بپیمایم و تو خود می دانی که ضعیف بودم و هستم و زنجیرهای نفس مرا همانند قفسی که کبوتری را در بند می کشد به هم می فشارد و تو باید دستم را بگیری زیرا اگر لطف و عنایت و رحمت تو نباشد ذلیلم بی مقدار و عبثم و انگاه شیطان مرا به کام خود فرو خواهد کشید غفورا با اعتقاد و ایمان و یقین قلبی که نسبت به تو دارم می دانم که با بذل و کرم وجودت با من رفتار خواهی کرد و مرا از دریای بیکران رحمتت بی نصیب نخواهی کرد و ار سر تقصیرات و گناهان و اشتباهات من خواهی گذشت زیرا اگر نبخشی و بخواهی که با عدالت با من رفتار کنی انگاه بایستی سرافکنده و خجل در قیامت حاضر شوم و غرق شرم و خجالت در برابر انبیاء و ائمه و بندگان خاص و وصالت و دوستان شهیدم از رخسارم جاری شود که این با لطف و شنیدها و اوصافی که درباره ات می دانم مغایرت دارد و حاشا به کرم توست که با بنده ای با حالت ندامت روبسوی تو کرده و از اعمال گذشته خویش پشیمان است اینطور رفتار کنی
پس ای مولای من همانطوری که در این دنیا در برابر دوستان واشنایانم رسوایم نکردی و همواره مرا سربلند و همانند بهترین بندگانت نمایان کردی از تو می خواهم که در ان سرا و اخرت و ان مکان عظیم و بزرگ رسوایم نکنی من به امرزشت و مغفرتت یقین کامل دارم و داشتم و با حالت و قلبی پاک ایمانی کامل و معرفتی وافر در راهت گام بردارم
اله من هر اندازه شناخت و معرفتم نسبت به تو زیاد می شود میل وصل به سویت در درونم بیش از بیش شده و می شود ای رب من بنده خاک نشین مشکینت را عفو کن و مرا بسوی خویش رهنمون کن که دیگر یارای مانده در این دنیای فانی و پست را نداشته و فقط تو را خواهانم زیرا همه چیزم تو می باشی و همه اسرار در تو نهان است و بخودت قسم ترا در نظر دارم مولای من شهید همانند میوه ای است که نمی شود انرا کال و نارس از درخت چید پس در این لحظات از تو می خواهم درخواستی عاجزانه که از هر نظر کاملم کنی و سیراب هرلحظه از لحظه پیش عاشقترم نمایی تا عاشقانه به سویت به پرواز درایم.
معبودا شهادت در نزد من تنها همانند طفل و کودکی است که مادرش را در آغوش می گیرد شهادت و وصل و نیل بسوی تو از گرفتن پستان مادر بوسیله کودک برایم شیرین تر است
اله من حرکت و پرواز به سوی کویت و رسیدن و در جوار تو بودن از هزار مرتبه داماد شدن برایم جالب تر است

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه