شناسه: 119019

وصیت شماره 1 - شهید حسن عزیزی لمجیری

به نام خدا
این وصیت نامه را از ان جهت نگاشتم تا گره ای از مشکلات شما بگشایم و فقدانم بیش از پیش گرفتاری و مزاحمت ایجاد ننماید هرچند راضی نخواهم بود که قطره ای بخاطرم اشک فرو ریزد اما لازم دانستم تذکراتی به پدر گرامی مادر(زن پدر) محبوب خواهران محجوب و از همه بهتر همسر معصوم و برادران عزیزم یادآوری نمایم شاید بتوانم زحمات گرانقدر و عطوفت و مهربانی بیش از حد شما فرشتگان انسان نما را با سخنانی مختصر جبران نمایم ثانیا بتوانم فرزندان عزیزم مهدی و رضای دلبندم را از سردی و گرمای روزگار فانی و مشکلات روزمره زندگانی مطلع سازم باشد که بسیاری باریتعالی از منجلاب اهداف مادی و آرزوهای زودگذر کاذب دنیوی و کلیه افکار پوچ اهریمنی رهایی یافته و به سوی کمال الهی و انچه سعادت دنیا و اخرت را در بر می گیرد سعود نمایند و در اخر بر بال ملائکه نشسته جای پای شهدای اسلام را از بدو تاکنون پر نمایند.
پدرم هرچند که هنگام حیات ثمره ای جز مزاحمت برای وجود عزیزت نداشتم هرچند هرگز به سخنان گوهربارت نتوانستم جامه عمل بپوشانم و ترا لحظه ای خشنود سازم هرچند در سنین پیری مسلما محتاج اما خواهشمندم صبر و تقوا را پیشه کن و ذکر خدای را تسکین دهنده قلب محرومت کن البته می دانید که این حقیر امانتی بودم از سوی افریدگار که مدتی زیستن و انسان شدن و انسان بودن را از وجودت به یادگار بردم.
مادر: ای اسطوره تقوا و مقاومت از اینکه هرگز نتوانستم سخنان زیبا و با محتوایت را عطوفت ماهت راحتی یکبار بگونه ای صحیح جواب دهم شرمنده ام و انشاالله که حلالم خواهید نمود چرا که حقی بسی بزرگ بر دوشم دارید.
همسرم ترا با کدامین جمله توصیف نمایم که ذهنم از وصف تو ضعف خود را به زخم کشیده و چهره معصومت هر گونه سخنی را از وجودم ربوده هنگامیکه ترا در فقدان خودم به تصویر می کشم تنم از انچه که تو باید تحمل نمایی بلرزه می افتد بهر حال هنگام وصال یاراست و چاره ای جز جان به جان افرین باختن برافکارم حکمران نیست هیچگونه تذکری برایت نمی توانم داشته باشم بجز انکه اولا این حقیر را حلال نموده و اگر می توانی از ثمره عمرمان مهدی و رضای عزیز بخوبی نگهداری نمود و انچه را که مکتب اسلام ان را خواهد پسندید به انها بیاموزید ثانیا به هیچ کس جز خداوند غم درونت را فاش مکن و فقط احکام شرعیه باریتعالی را بکار ببند.
خواهرانم بعد از من زینب بودن را با تمام ابعادش در جامعه به اثبات برسانید و هرگز سخنان یاوه گویان از خدا بی خبر را بگوش نگیرید باشد که با اعمال خداپسندانه مورد تقرب درگاه است واقع شوید انشاالله
برادرانم ای بهترین یاوران زندگی ام ای کسانیکه همواره ودرهمه حال دستم را با لطافتی خالصانه فشردید و مرا ازراههای منحرف به صراط المستقیم رهنمود شدید چه بگویم که بجز تشکر از زحمات شما و شرمندگی در برابر این همه لطف و مرحمت سخنی برای گفتن ندارم خداوند شما را حافظ و مرا از اتش دوزخ محفوظ بدارد.
آری شما را دوست داشتم اما خدای را بیش از شما، شما نیز مرا دوست داشتید اما مطمئنم اسلام عزیز را حتما بیش از من دوست خواهید داشت بنابراین شکر خدای را بجای اورده و از انچه که رخ نموده غمگین نباشید که خلاف رضای پروردگار است بارالها : طاقت تکه تکهم شدن و حتی سوختن در اتش دنیا را بجان خریده ام لیکن اندامم هرگز آتش سوزان دوزخ را تاب تحمل نبود پس ای رحمان ای رحیم بر بدن ضعیفم رحم کن پروردگارا انچه در نظرم بود من باب اتمام حجت بازگو نمودم من بعد خودت خونم را ماموریت ده تا بتواند احکام بزرگ را بر روی صحنه کشد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه