وصیت شماره 1 - شهید ابراهیم سلیمانی
بسم الله الرحمن الرحيم
ان الله اشتري من المومنين اموالهم وانفسهم بان لهم الجنه
اي خوشابافرق خوني در لقاي ياررفتن سرجداپيکرجدادرمحضردادازرفتن درود بر امام خميني ابراهيم زمان وحسين دوران ودرود بر حزب الله که از15خردادتاکنون يار وياور امام بوده وهستند. سلام بر عاشوراوشهيدان روزهاي عاشورا از15خردادتا22بهمن تاکربلاي معنوي وپروسعت ايران قاموس شهادت چه درياي بيکراني از معنويات که دل عاشقان الله را به هيجان اورده وانان را در صراطي مستقيم که ميروند اميدووارتر وپاي بر جاي تر ميکند دشمنان انقلاب ما بي توجه بوجود شهادت در مکتب حيات بخش اسلام از هر طرف به ما هجوم اورده وبر جنايات خويش مي افزايند ودراين موقعيت طبقه اي حامي انقلابند که انقلاب را پاسداري مي دهند. بنابراين من ميروم تابارديگر پاسداري ازانقلاب را در بعدي ديگر اغاز کنم ودر عاشورايي از عاشوراهاي تاريخ ودر کربلايي از کربلاهاي ايران در هنگام جهاد به ارزوي نهايي خويش برسم راستي من درس شهادت رااز اموزگار شهادت حسين (ع)اموخته ام ونمونه عيني اين گونه شهادتهاد رادر دانشگاه جنگ باچشمان خويش ديده ام .پس به شما خانواده ي گراميم وهشهريان و دوستان مي گويم که بااگاهي وشناخت کامل ميرومم وبارهم مي گويم که -الهي رضا بقضائک وتسليما لامرک - *پيام من به پدر ومادر گراميم اين است که در هرحال صبوربوده وخدارا شکرکنيد که چنين افتخاري نصيب شماشده است وخواهران وبرادران عزيزشماادامه دهندگان راستين راه شهيدان باشيدوفقط به اين بيانديشيد که اين دنيافاني است واخرتي بدون پايان درپيش است .همشهريان ودوستان مهربان مطمئن هستم که شماراه شهيدان را دنبال خواهيد کردوفقط يک چيز رابشما ميگويم که نفس اماره رانابود کنيدتابردرون خويش راه يابيد وميتوانم بگويم که امريکا نوع تکامل يافته نفس اماره است که امام اورا شيطان بزرگ خوانده است.پس بکوشيم که نفس اماره را نابود کنيم ودر جهت تکامل به سوي الله پيش رويم ودراين راه امام وروحانيت مبارز ومتعهدرا راهنماي خويش قراردهيم. خداوندا مراببخش که نتوانسته ام کاري نيک انجام دهمم ونتوانستم خدمت بزرگي بتوبکنم بنده بي زبان وبي دست وپا جلو تو چه کاري از دست من ساخته است خداوندا مرا ببخش ومراياري ده تابتوانم پس ازاين دشمنانت را بکوبم و ازبين ببرم خداوندا دست به سوي تودراز مي کنم واز تو تمنا ميکنم که مرا ببخش . من که از مال دنيا چيزي ندارم وتنها جان من که بخشيدم به صاحبش. سلام بر تمام مردم ايران ومردم اصفهان ميرسانم اين شخصي که اين نامه را مي نويسد شايد اخر عمرش باشد وديگر روز اخرش رسيده باشد.پدر عزيزم درود خدا برتوبادکه باامضانمودن رضايتنامه براي من درحقيقت شهادتنامه مراامضا کردي.مادرم کوه باش وچون کوه استقامت کن لحظه اي از نامم ويادخدا غافل مباش دراين راه بکوش که هرچه بکوشي باز کم است قامتت را بلندگيرونداي الله اکبر وخميني رهبر سرده وفرياد شهيدان راه خدا را به مردم برسان که همانا فرياد ما پيروي کردن از خدا وقران خميني است پدرمادر خواهر وبرادرانم امکان دارد اتفاقي واقع شود که جنازه ي من بدست شما نرسد انگاه بيادشهداي کربلا بيفتيد.وناراحتي به خودراه ندهيد وهروقت دلتان گرفت به گلزار شهدا برويد ومزار اين همه شهيدبنگريد انوقت درد خودرا فراموش خواهيد کرد ودرپايان از همگي مي خواهم که در هر حال پيرو ولايت فقيه باشيد وهميشه روحانيبت را سر مشق خودقراردهيدوباکفار ومنافقين وباامريکا وشوروي وديگر قدرتهاي شيطاني باتمام قوا بجنگيد وانتقام خون شهيدان رااز انها بگيريد ودر نمازهايتان امام رادعا کنيدوهمچنين از همه مي خواهم که مرا حلال کنند واز دوستان واشنايان وهمه کس بخواهيد که مرا حلال کنند.خداوندامرا باشهداي کربلا
محشور بفرما ودر خاتمه دعا مي کنيم
خدايا خدايا تاانقلاب مهدي خميني را نگهدار
والسلام
ثبت دیدگاه