وصیت شماره 1 - شهید محمد پوریای ولی
بسم رب الشهدا و الصدیقین
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
شهادت هنر مردان خداست پس ای مردم در شهادت از یکدیگر پیشی بگیرید بسیجیان مرغان آغشته به خونی هستند که در این دنیا مجال زندگی برایشان نیست و بسیج دانشگاهی است که اولین مدرکش ایمان و آخرین مدرکش شهادت فی سبیل الله است و سعادت فقط مال شهید است
ای شهید از جان بگذشتی به ره آزادی تو به راه اسلام سر و تن را دادی
ای مردم بیاد داشته باشید که حب الوطن من الایمان یعنی دوستی وطن از نشانه ایمان است ای مردم مگر شما همان ایرانیان و مسلمانان آزاده نیستید که عزت و سربلندی همیشه از آن شما بود آخر چه پیش آمده که از حقیقت دوری می جویید ای مردم چرا نمی خواهید سعادتمند باشید ای مردم به زمزمه های نفاق و دشمنی گوش ندهید و خود را در حال دنیا غرق نکنید و به زنان خود بگویید حجاب خود را حفظ کنند و حق الله و حق الناس خود را بپردازند ای مردم همه چیز را حسابی هست و از مرگ گریزی نیست ای مردم دین شما چیست ؟ عفت شما کو؟ عزت شما کو؟ چرا اسلام را فقط برای یکی دو چیز می خواهید و چرا نشسته اید بیگانه نه به شما روی خوش نشان داده و نمی دهد
و لا غافل به سبحانی چه حاصل مطیع نفس شیطانی چه حاصل
تو که ناخوانده ای علم سماوات تو کا نا برده ای ره در خرابات
به گذشتگان و شهیدان فکر نکرده ایم و بدانید دشمنان اسلام و بی خبران هرگز لذت معنوی را که یک جوان مسلمان از شهادت فی سبیل الله احساس می کند تصور نمی کنند و نمی خواهند تصور بکنند چرا که آنرا لازمه ای است و آن گذشتن از مال و منال دنیوی است
ای مردم یادتان است در انقلاب پیرمردان و پیرزنان و کودکان همه و همه به خیابانها ریختند و در خون غلطیدند و امروز می بینید خوبان و نیکان امت همه رفتند تا همه حجت را بر شما تمام کردند چون رفتند و خون خود را ریختند تا خفتگان را بیدار سازند ولی هنوز در خوابیم و گناه آنچنان از سر و روی ما بالا رفته که حقیقتها را به تمسخر می گیریم ای مردم اگر رسول خدا می بود به او چه جواب می دادید
ثبت دیدگاه