وصیت شماره 2 - شهید محمدرضا فرخی دارانی
به نام خدا
یا یهاالذین امن وا با تووالو کاغذین کفران و قالبا لاخوانهم آذر ضربواالارض او کانوا ؟؟؟لو کانوا عندنا ماتوا و ما فتلوا لیجعل الله ذلک خسره فی قلوبهم والله یحیی و یمیت و الله بما تعملون بصیر و لئن قتلتم فی سبزل الله اومتم لمغفره من الله و رحمه خیر مما یجمعون و لئن متم او قتلتم الا الی الله تحشرون
ای کسانی که به دین اسلام ایمان آورده اید شما مانند آنان که راه کفر و نفاق پیمودند نباشید که گفتند اگر برادران و خویشان ما به سفر نرفته و یا به جنگ حاضر نمیشدند به جنگ مرگ نمی افتادند و کشته نمی شدند این آرزوهای باطل را خدا حسرت دلهای آنان خواهد کرد و خداست که زنده می کند و می میراند و به هر چه میکنید آگاه است اگر در راه خدا بروید و یا کشته شوید در آن جهان به آمرزش و رحمت خداوند نائل شوید و آن بهتر از هر چیزی است که در حیات دنیا برای خود فراهم توان کرد اگر در راه خدا بمیرید یا کشته شوید غم مدارید که به رحمت ایزدی پیوسته و به سوی خدا محشور خواهید شد .
با سلام به محضر هم بقیت الله الاعظم و نایب برحقش و جمله پویندگان راه حق وفضیلت و به تمامی دراکان لقاء رب العالمین قبل از هر چیز از خداوند منان سپاسگزارم که این توفیق را نصیبم نمود که در راه اعتلای دین او قدم بردارم پدر و مادرم تشکر میکنم که در جهت تربیت من متحمل رنجها و ناملایمات فراوان شدید امیدوارم خداوند زحمات شما را پاداش نیکو عطا فرماید و صبرو بردباری را نصیبتان نماید اکنون که همت بر نوشتن این وصیت نامه گمارده ام ما راجع به عملیاتی که در پیش داریم کاملا آگاه شده ایم و هرچه بیشتر از مشکلات و ناملایمات و سختی صحبت میشود و بشاشیت و شوق به عملیات در رزمندگان فزونی می یابد هان این چه شباهتی است میان این جنود الله و یاران امام حسین .
از باب تذکر چند نکته ای که به ذهنم میرسد مینویسم در درجه ی اول سعی بر تزکیه درون خود داشته باشیدو پایه های تقوا را در روح و جانتان استوار نمایید تقوا را پیشه کنید که فلاح و رستگاری نیست مگر در ایمان خالصانه به خداوند متعال دوم علایق دنیوی را هرچه که می توانید از خود دور کنید تا سبکبال در هر کجا که اسلام بر شما تکلیف کرد بتوانید خدمت کنید و اکراهی در درونتان پیش نیاید .
هنگام اعزام بعضی ها منع ام میکردند مشکلاتی را ذکر میکردند و دلائلی ظاهراً قانع کننده هم داشتند ولی از طرفی هر چقدر می اندیشم و مصایب بزرگان شریعت را به یاد میآوردم میدیدم که ذره ای از دین خود را به اسلام هنوز نتوانسته ام ادا کنم چگونه میتوانستم ترک این واجب بزرگ را بکنم یا اینکه آگاه بودم حضرت علی جهاد را در مقابل بقیه اعمال همانند ذره آبی که موقع صحبت از دهان انسان می پرد در مقابل اقیانوسی از آب می دانند و اما من و شمایی که از اسلام فقط اعمالی را می پسندیم که تهدید به مرگمان نمی کند چگونه به خود اجازه می دهم خود را با ایمان بدانیم آیا نه این است که خداوند میفرماید تمنای مرگ کنید اگر راست می گویید مگر مومنین اینگونه معرفی نمیشوند انما المومنون الذین امنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدواباموالهم و انفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصادقون منحصراً مومنان آن کسانند که به خدا و رسول او ایمان آوردند و بعدا هیچ گاه شک و ریبی به دل راه ندادند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند اینان به حقیقت راستگو هستند از خداوند علیم مسئلت دارم ما را به وظایف خود آگاه نموده توفیق عمل به وظایف را عنایت فرماید و بارالها ماجز از تو انتظار یاری نداریم .
من هذا الذی هو جند لکم ینصرکم من دون الرحمن ان الکافرون الا فی غرور ایا اینکه سپاه مددکاری شما باشد جز خدای مهربان کیست پس کافران به خدا آنها را غرور و فریبی بیش نیست سوم تا بع و فرمانبردار رهبر باشید نعمت های الهی را قدردانی کنید در خاتمه از کلیه بستگان و اقوام و همه افرادی که به گونه ای به گردنم حق دارند حلالیت طلبیده و امیدوارم که با بزرگواری همه حلالم نمایید اما پدر عزیزم ترشرویی ها و جهالت هایی را که ناشی از غرور جوانی ام بود را فراموش کرده گذشته هایم را ببخشید و در نبودنم صبور و بردبار باشید و مادر شما هم حلالم بنمایید که زیاد به گردنم حق دارید و شرمنده شما هستم امیدوارم مصائب حضرت امام حسین و اهل بیت ایشان را مدنظر قرار داده صبور و بردبار باشید همانطور که تاکنون زبانم قاصر بوده قلمم هم ناتوان است از تشکر از شما و پدرم و شما خواهرم حلالم کنید و تسکین بخش پدر و مادر باشید و خود هم بدانید که هر چقدر صبر داشته باشید در درگاه خداوند منان رو سفیدترید در پایان از خداوند مسئلت دارم اعمال ما را قبول بفرماید و همه ما را در بهشت عدن جای دهد خداحافظ التماس دعا
دلم میخواهد دوستم مرا دوست بدارد که از
دوست داری دوست دوستدار او باشم
دلم میخواهد رضای دوستم را به دست آورم
که رضای دوست در رضای اوست
ثبت دیدگاه