وصیت شماره 1 - شهید قربان علی عموآقایی
بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموتا بل احیائ عند ربهم یرزقون .
گمام نبرید آنان که در راه خدا شهید شده اند مرده اند بلکه آنان زنده اند و نزد خدایشان روزی می خورند .
بنام خدا و با درود و سلام فراوان به امام زمان و نایب بزرگوارش پیر جماران امید محرومان امام خمینی و با سلام به یاوران امام حضرت آیت الله منتظری و آیت الله طاهری امام جمعه شهر شهیدان و دیگرر یاوران امام و با سلام به رزمندگان اسلام در تمام جبهه های حق علیه باطل این سربازان آقا امام زمان و با سلام به ارواح پاک شهیدان راه حق و حقیقت از صدر اسلام تا کنون و با درود و سلام به خانواده عزیزم وصیت نامه ام را اغاز می کنم بار خدایا برای پنجمین بار وصیت نامه ام را عوض می کنم و پدرر و مادر عزیزم من خواب دیدم که شهید شده ام و امام حسین به سر جنازه ام نشسته و می گوید فرزندم بیدار شو و چند وقت دیگر راه کربلا و قدس باز می شود پس ای پدر جان و مادر جان اگر من شهید شدم گریه نکن مرگ در راه خدا بهترین افتخار برای مومن است این انقلاب مانند درختی است جوان که احتیاج به خون دارد من می روم تا با خون خود که مقدار ناچیزی است این درخت را آبیاری کنم افتخار کنید که فرزندانتان راه خود را خوب شناختند ما برای خدا قیام و جهاد کردیم ولی شما هم برای خدا صبر و حوصله کنید که خداوند با صبر کنندگان است شهادت شربتی است که هر کس توان آن را ندارد من راه خود را خوب انتخاب کردم راهی که حسین و یارانش رفتند پس باید خوشحال باشید خداوند بزرگ این توفیق را داد که در راه او جهاد کنم و جان خود فدای اسلام و قرآن کنم پس پدرر و مادرر اگر شما مرا با دست خود روانه کربلای خونبار خونین خوزستان کرده اید تا در راه خدا جهاد و قیام کنم پس دیگر ناراحتی ندارد چه افتخار بزرگی نصیب شده است پس ای ملت ایران از خواب بیدار شوید که فردا دیر شده است من به سوی جبهه ها می روم تا اسلام عزیز را یاری کنم این ایمان با وظیفه بود که من به جبهه بیایم تا خون شهدائی که در راه خدا ریخته شد پاسداری کنم ما امروز در برابر خون این شهدای راه خدا مسئول هستیم و اما شما ای امت شهید پرور بیائید تا از خون شهیدانمان خوب پاسداری کنیم انسان هر کجا که باشد از این دنیای پوچ خواهد رفت این دنیا برای مومنین زندان است اگر مومن از این دنیا برود به فیض الهی خواهد رسید به قول سردارر رشید اسلام برادر شهید محمد رضا چنگانی که می گفت این ملت کی می خواهد از خواب بیدار شود که اینها می خواهند اسلام را یاری کنند یادم است در جبهه جنگ شخصی آمد به برادر چنگانی گفت می خواهم بروم روزه بگیرم برادر چنگانی گفت آنجا از روزه گرفتن در شهرها واجب تر است باز هم گفت میخواهم بروم شهید چنگانی گفت کسانی هستند تا امروز را یاری کنند آری شهید چنگانی می خواست برای اسلام خون گریه کند آری دلسوز قرآن و امام از میان ما رفت حال ملت بیایند از خون چنگانیها کیوانها مهمتریها عابدیها و ربانیها پاسداری کنند بیائید تا حسین زمان را یاری کنیم این دنیای پوچ می گذرد بیائید تا خدا را از خودمان راضی کنیم بهشت رفتن زحمتها دارد تا میتوانید در راه خدا جهاد کنید بهشت مال افراد مومن است برادرانم جبهه را پر کنید دل امام عزیز را خوشحال کنید این همان حسین زمان است یاریش کنید آنهائیکه از شهادت و از مردن می ترسندد آنها تا به حال شکست خورده اند ما را شهادت افتخار است همانطوریکه مولایم علی ع فرمودند هر فرد مسلمان باید روزی سه بار از خداوند بزرگ طلب مرگ کند و از مرگ نترسد اگر در راه اسلام کشته شوم به یاران امام حسین می پیوندم و اما پیامی دارم با برادران بسیج محل برادران اگر می خواهید راه شهدا را اداهم دهید در جبهه ها امروز روز شعار نیست امروز روز عمل است اگر می خواهید شهدا محد رضا چگانی کیوانها عابدیها محتریها و دیگر شهدا از شما برادران بسیجی یا سپاهی راضی شوند ادامه دهندگان راه آنها باشید امروز مسئولیت شما زیاد است اما پیامی دارم با رزمندگان اسلام ای عزیزان جهاد در راه خدا از مصادیق واجبات است در این امر امروز و فردا نکنید و هر چه زودتر واجب را ادا کنید و به جبهه ها پشت نکنید که باعث خواری و بدبختی شما است جبهه ها را پر کنید و اما سخنی دارم با عزیزان رزمنده عزیزان در جبهه ها غیبت نکنید دروغ نگوئید که روایت می خوانیم که جوانی به دست پیغمبر به خاک سپرده شد ما در جوان گفت برای تو گریه نمی کنم چون به دست پیامبر به خاک رفتی و رستگاری وقتی مادرش رفت حضرت فرمود قبرر چنان فشاری به او داد که استخوانهای سینه اش در هم شکست سپس فرمود درست است که آدم خوبی بود در جبهه هم شرکت می کرد نمازز جماعت هم می رفت اهل عبادت هم بود اما حرفهای بی جا زیاد می زد غیبت می کرد دروغ می گفت تهمت می زد شما اینطور نباشید ای کسانیکه در جبهه هستید اگر می خواهید خداوند متعال خریدار جان و مال شما باشد هنگام بی کاری مشغول عبادت یعنی قرآن بخوانید رکوع و سجود طولانی انجام دهید مثل عزیزان که شهید شدند سردار رشید اسلام برادر چنگانی به بهترین چیزی که انسان را به خدا نزدیک می کند نماز است در جبهه از نماز کمک بگیرید برادران بسیجی و سپاهی عزیز امروز مسئولیت جنگ بر دوش شماست امروز مسئولیت هزاران خون شهید بر دوش شماهاست برادران سپاهی عزیز امروز در اسلام مسئولیت شما سنگین است امام عزیزمان فرمودند ای کاش من هم یک پاسدار بودم برای خدا خالصانه کار کنید امام را یاری کنی من خودم افتخار می کنم که یک برادر سپاهی هستم ما هر چه داریم از اسلام و امام است و اما سخنی دارم با پدر و مادر عزیزم درود و سلام خدا بر شما باد که من را حسی وار به جبهه های جنگ با کفر فرستادید شما کاری حسینی کردید اما پدر جان من برای شما فرزند خوبی نبودم از شما فرمان نبردم در حق شما کوتاهی کردم به خصوص در این چند سال امیدوارم که مرا حلال کنید و ببخشید و اما تو ای مادر گرامیم می دانم که سالیان درازی برای من زحمت کشیدید برایم می گفتید پای شما زحمت کشیدم مادرم سربلند باش که من را در راه خدا فدا کردی مادرم من میوه ای بودم که لحظه چیده شدنم رسیده بود امیدوارم که مادر جان مرا حلال کنید و اما برادرانم برادر شما از این دنیا هجرت کرد شما تا می توانید در راه انقلاب و اسلام عزیز جهاد کنید که جهاد در راه حق است بیاد خدا باشید تا خدا نیز به یاد شما باشد برادرانم اگر این سعادت نصیبم شد مانند علی اکبرها و علی اصغرها امام عزیز رایاری کنید کسانیکه در راه خدا جهاد می کنند آری زمان زمان حسین است و ایام ایام عاشورا باید حسین وار از این دنیای پوچ هجرت کنیم چندوقتی است که دلم پرپر می کند می خواهم به آنجائی بروم که جای حقیقی من است خدایا خدایا مرا از این زندان نجات بده دلم برای دیدن دوستانم همچون چنگانیها کیوانها عابدیها مهتریها پر می زند خدایا دیگر طاقت ماندن در این دنیا را ندارم دوستانم همه در تکیه شهدا کنار هم خوابیده اند خدایا در این دنیا دیگر رفیقی جز تو ندارم دوستانم همه رفتند و من تنها ماندم خدایا در جبهه ها هم دیگر رفیق یا دوست ندارم همه از من سبقت گرفتند اما گناهانم زیاد است خدایا نزدیک به چهار سال است در جبهه به سر می برم اما تو شهادت را نصیبم نکردی در این چند سال شاهد شهادت دوستانم بودم چه عاشقانه رفتند حسین وار از این دنیای پوچ هجرت کردند برای اسلام برای دین خدا اما خدایا من موهایم سفید شده است از غم دوستانم خدایا از روی خانواده های شهدا خجالت می کشم پدرم و مادرم اگر فیض شهادت نصیبم شد وقتی این خبر را شنیدید خداوند بزرگ را شکر کنید که از خانواده شما هم یکی در راه اسلام و قرآن حرکت کرد در دنیا هیچ آرزوئی نداشتم جز اینکه در راه خدا جهاد کنم و شهید شوم و اینکه روی امام عزیزم را ببوسم و شما ای امت شهید پرور سعی کنید راه خدا که که همان راه شهیدان است نیال کنید چه مرگی بهتر از کشته شدن در راه خداست سلام خدا بر شما باد که یاوران دین خدا هستید اما برادرانم و دوستانم من رفتم به دانشگاه حسین و شهید شدم اما مسئولیت شما زیاد شد راه شهیدان را ادامه دهید که فردای قیامت مسئول هستید امیدوارم که برادر حقیر خود را حلال کنید و اما خواهرانم دلم می خواهد بعد از شهادتم راه زینب و راه شهیدان را ادامه دهید و زینب گونه زندگی کرده و حجاب اسلامی خود را کامل حفظ کنید دلم می خواهد زینب وار بر این ملت حکومت کنید تا رستگار شوید در خط امام باشید که در خط قرآن است انشالله که برادر خود را حلال کنید من می روم تا رسالتی را که برادران شهیدم به دوشم نهاده اند و خود بسوی الله پرواز کرده اند به انجام برسانم در تشییع جنازه شهیدان یادتان نرود شرکت کنید از تمام دوستان و آشنایان می خواهم مرا حلال کنند بار دیگر از پدر و مادر و برادران و خواهرانم می خواهم که مرا حلال کنند .
در نماز جمعه در شهر شهیدان به امامت آیت الله طاهری شرکت کنید و نماز جماعت را هم شرکت کنید .
"والسلام"
ثبت دیدگاه