شناسه: 154726

وصیت شماره 1 - شهید مرتضی عطایی

به نام خدا
با عرض سلام و دعای خیر به جان امام امت و رزمندگان پرتوان و سلحشور جبهه های اسلام در این لحظه که احساس می کنم لحظات اخر عمرم فرارسیده بر ان شدم تا برحسب وظیفه شرعی الهی خود چند کلمه ای به عنوان وصیت به روی کاغذ می اورم
باری پدر و مادر عزیزم ازاینکه فرزند دلچسبی برای شما نبودم و نتوانستم بخوبی حق شما را ادا کنم بی نهایت از شما معذرت می خواهم همانطور که من خداوند را سپاس می گویم از اینکه چنین پدری و مادری داشتم که توانسته مرا تا به اینجا برسانند و فرزندی برای اسلام تربیت کنند شما هم خوشحال باشید و خداوند را شکر کنید که فرزندتان تا به ان حد رسیده بود که بتواند درک کند که اسلام به او احتیاج داشته و توانسته خود را در صف رزمندگان و سربازان امام زمان(عج) قرار دهد و خلاصه خوشحال باشید از اینکه امانتی را که خداوند به شما داده بود به بهترین وجه به ایشان بازگردانید.
خلاصه ای از سخنان شهید:
ای جان برادر گاهی بر خاک دوستان گذشته گذری کن و برلوح مزارشان نگاه اعتباری نما ساعتی به گورستان رو و تفکر کن ببین که در انجا رفیقانند ترک دوستی گفته دوستانند روی از ما نهفته پدرانند مهر پدری بریده مادرانند دامن از دست اطفال کشیده طفلانند در دامن را به مرگ خوابیده و فرزندانند سربه خشت لحد نهاده برادرانند یاد برادری فراموش کرده زنانند با شاهد اجل دست درآغوش کرده گردن کشانند سربرگریبان مذلت کشیده سنگ دلانند به سنگ قبرنرم و هموار دارانند نیم خشتی بر زیر سر نهاده لشکر کشانند تنها و بی کس مانده عالمانند جزای کتاب وجودشان از هم پاشیده و بعد از این در احوال خود تامل کن که تو نیز مثل ایشانی پس این همه نافرمانی چرا با خدا تو را شکر که غم و در درا افریدی ومخلصین خود را به اتش ان گداختی خدایا من دل سوخته و از دنیا و ارسته ام از همه چیز خود دست شسته ام دیگر از کسی و چیزی ترسی بدل ندارم و دلیلی ندارد که تسلیم ظلم و کفر شوم .
وقتی به صف راهیان جبهه ها و انها که در سنگر هستند نظرمی کنیم گلهای جوانی را می بینم که بوی نسیم بهشتی می دهند انها فضا را اکنده از عطر وجودی خویش می کنند انها همان ساکنان حرم عفاف ملکوت هستند که از باده یارهستند و از شوق دیدار یار سراز پا نمی شناسند محبان الله هستند و خداوند دوستان دارند و بالاخره این جوانها سنگرنشینان عشق هستند عاشقانی که هر روز روایت تازه اش از عشق را رقم می زنند پیروزی تازه ای بدست اورده و شکست دیگری به دشمن می دهند اری اینان همان عزیزان رزمنده ای هستند که وقتی به قصد دفاع ازحریم مقدس اسلام و لبیک به ندای امامشان از مکان دنیویشان خارج می شوند به سوی جبهه عزیمت می کنند تمام گناهانشان بخشیده شده و انگاه با جسمی پاک و با روحی سرشار ازعشق به الله تمام هستی خویش را درکف دست نهاده و استوار و محکم در برابر خصم زبون مجاهده می کنند و انگاه که خدایش او را فراخواند شهد شیرین شهادت را می نوشد
سخن از شهد است و خصوصیاتشان دلاور مردان شهیدی کهم درد و دلشان و مناجاتشان با خدا قبل از شهادت این چنین است الهی این بدن من مملوک توست انشاالله که ابد توست به ان هرچه می خواهی بکن اگر می خواهی ان را سوزانی سوزان اگر می خواهی مانند حسین (ع) لگدمال ستوران کنی بکن و اگر می خواهی مثل عباس عموی تشنگان حسین بی دست و پا کنی چنین کن دلی ولی از تو تقاضا دارم تو را به عزت زهرای مرضیه به این بدن عاصی قهرمکن چرا که اگر بدانم تو از عذابم لذت می بری بسم الله اینها سخن شهیدان است چون مرتضی عطایی ها شهادت انها جانسوز است

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه