امدادهای غیبی
به روایت از علی رضا عاصمی : در عملیات بستان برادر عزیزمان قاسم سلیمانی شش عدد نارنجک تفنگی 18 داخل کوله پشتی شان گذاشتند که وقتی موعدش فرا رسید ، به دست دشمن شلیک کنند . ولی بر اثر اصابت خمپاره ای به پشت سر ایشان ، سبب می شود تا ترکش آن به یکی از این نارنجک تفنگی هایی که روی کمر ایشان بوده اصابت کند و هر شش نارنجک تفنگی ، نارنجک ضد تانک ، با هم منفجر شود . مشخصه یک نارنجک ضد تانک این است که وقتی روی بدن انسان منفجر شود دیگر چه چیزی باید از انسان باقی بماند ، ولی این ××× نارنجک تفنگی روی بدن برادرمان منفجر شد که می بایست در حقیقت بجز پودر هیچ چیز دیگری نمانده باشد ولی زمانی که ایشان 20 یا 30 متر به هوا پرت می شود و بعد به زمین می خورد و از جایش بلند می شود و به سر و صورتش دست می زند ، می بیند که سالم است ، دوباره به راه خودش ادامه می دهد که این هیچ چیز به جز معجزه نمی تواند باشد .
ثبت دیدگاه