وصیت شماره 1 - شهید رجب علی صادقی
بسم الله الرحمن الرحيم «انا لله و انا اليه راجعون همه از اوئيم و به سوى او باز مىگرديم (قرآن كريم)»خشنودم كه پروردگارم خداست، دينم اسلام و پيغمبرم محمد(ص) كه درود خدا به او و آلش باد و على و يازده فرزندش، بخصوص فرزند شايسته او كه درود بر ايشان كه پيشوايان و آقايان و رهبرانند، به ايشان دوستى دارم و از دشمنان آنها بيزارم، اكنون كه توفيق الهى شامل حال اين بنده شده تا در جهان مقدس اسلام بر عليه كفر شركت كنم، چند كلمهاى به يادگار به عنوان وصيت مى نگارم.
از صدر اسلام تاكنون هميشه هر جا حقى وجود داشته باشد باطل نيز در برابرش صف آرايى كرده و سعى در نابودى آن داشته است. خاتم الانبيا محمد مصطفى(ص) و امامان معصوم ما همگى در برابر باطل زجرى كشيدهاند و در اين راه جان خود را فدا نمودهاند، امروز نيز ظلم و ستم بيداد مىكند، مسلمانان در گوشه و كنار جهان تحت ستم حكومتهاى وابسته و دشمن بزرگ انسانهاى آزاديخواه (آمريكا و شوروى) هستند. كشور ما نيز چنين بود تا اين كه نداى اسلام خواهى در آن پيدا شد. همين كه بوى حق به مشام رسيد باطلها آمدند تا آن را نابود كنند اما به قدرت و قوه الهى تا كنون با ايمان، تقوى، وحدت و استقامت مردم مسلمان نتوانستهاند كارى از پيش ببرند . من هم طالب حق هستم، اسلام را دوست دارم و برايش جانم را فدا مىكنم. كدام مسلمانى است كه ببيند حق را پايمال مىكنند، اسلام را مى خواهند نابود كنند و باز سكوت كند، بايد دفاع كرد از اسلام . و من نيز به همين نيت به اينجا آمدهام با آگاهى و چشمى باز آمدهام تا اگر خداوند خواست در راه اسلام و حفظ آن فداكارى كنم تا به شهادت برسم، تا انشالله باز آمدهام اگر خداوند خواست در راه اسلام و حفظ آن فداكارى مى كنم تا به شهادت برسم، تا انشا الله هر چه زودتر امام زمان (عج) ظهور كند و جهان را پر از عدل و داد نمايد. آرزو داشتم كه از سربازان آن حضرت باشم، اما اكنون نيز همين احساس را دارم زيرا (امام خمينى) را نايب آن حضرت مىدانم و اطاعت از امام زمان (عج) .
و اما چند كلمهاى با خانواده گراميم: اى پدر عزيزم، شما واقعا در حق من زحمت كشيدى، خداوند به شما خير عطا كند. من آن طور كه بايد قدر زحمات شما را ادا نكردم انشاالله با جان دادن در راه اسلام زحمات شما هدر نرفته است خداوند شما را پاداش بزرگى عطا كند و در دنيا و آخرت سرافرازت كند كه من را پرورش دادى و فداى اسلام عزيز كردى، اميدوارم كه مرا حلال كنيد و خداوند اين قربانى را از شما قبول كند و با شهداى كربلا مشحور بفرمايد.
ولى اى مادرم، زحمات شما را دربارهام حتى نمىتوانم بشمارم، چه سختيها كه برايم كشيديد خداوند اجرى كه شايسته يك مادر خوب است را به شما عطا فرمايد، مادرم خوشحال باش كه فرزندت فداى قرآن و اسلام شده است و راه امام حسين (ع) را رفته است، خوشحال باش و افتخار كن و به خودت ببال . اميدوارم مرا حلال كنى و از درگاه خداوند بخواهيد كه از گناهانم در گذرد در شهادت من صبر اختيار كن انشالله خداوند به شما صبر بزرگى بدهد.
و اما برادرانم من وظيفه برادريم را نسبت به شما خوب انجام ندادم اميدوارم مرا ببخشيد. از شما مىخواهم كه با خدا باشيد، براى خدا بكوشيد و براى خدا بشنويد ، هميشه مواظب دين و ايمان خود باشيد و از امام عزيز اطاعت كنيد. هميشه در نمازهاى جماعت و جمعه شركت كنيد و قدر پدر و مادر را بدانيد و با هم مهربان باشيد . از شما طلب حلاليت مى كنم انشاالله موفق باشيد.
و اى خواهرانم شما هم مرا حلال كنيد هميشه با ياد خدا باشيد و فرزندانتان را براى اسلام تربيت كنيد خداحافظ شما باشد.
در ضمن از همه خويشان و همه آن كسانى كه وصيت مرا مى خوانند و مى شنوند و تمام آشنايان طلب حلاليت مى كنم
و چند جمله خصوصى در مورد دفن من اول وصيت ميكنم كه مرا با لباس و پوتين سربازيم به خاك بسپاريد و اگر ممكن است مرا در كنار خواهر كوچكم و اگر ممكن نيست حتما مرا با لباس سربازيم به خاك و اگر در دنيا چيزى داشتم تمام مال پدر و مادرم آنها هركارى كه خواستند ميتوانند با چيزها ى متعلق به من انجام دهند و اصلا اختيار من دست آنها است
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
ثبت دیدگاه