شناسه: 163972

وصیت شماره 2 - شهید مرتضی زارعان

بسم الله الرحمن الرحیم ولنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم والصابرین ونبلوا احبارکم فلا تنهوا تدعوا الی السلم وانتم الاعلون والله معکم ولن یترکم اعمالکم . والبته ما شما را در مقام امتحان می آوریم تا آنکه در راه خدا مجاهده وکوشش دارد وبر رنج آن صبر می کند ومعاشرت معلوم سازیم واخبار واظهارات شما را هم بیازمائیم. با سلام برحضرت حق وبا سلام ودرود بر امام زمان(عج) وبا سلام بر نایب بر حقش امام امت پیرجماران وبا درود بر شهیدانی که با ایثار خون خود اسلام را طراوتی دیگر بخشید ند. معبودا: مدتی را در عقلت وخموشی بسر بردم وبه دور از ایمان حقیقی . یا ارحم الرحمین ویا غفار الذنوب . دست عنایتت را بر این پیکر آلوده از گناه کشیدی وعشق حسین را در دلم جایگزین کردی . حسین جان اگر لیاقت همراهی با کاروان تو را ندارم اما با تمام وجود حاضرم در مسیر کاروانت قرار بگیرم. عزیزان بدانید این دنیا دنیای وداع است ارزش دلبستن به آن را ندارد بگذار از این سرها در راه محبوب فدا شوند این روزه گوئی سیمای رزمندگان تلألو نو وجود مبارک ابا عبدالله است معبودا به حق حسین توفیق ده که با آغوش باز به استقبال شهادت بروم . برادران دعا از یادتان نرود که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست برادران از امام از روحانیت متعهد در خط امام جدا نشوید که اگر چنین کردید روز بدبختی مسلمانها وروز جشن ابرقدرتهاست . وای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد هان ای مردم جهان ای مسلمین قدر این انقلاب را بدانید که این انقلاب با هزاران شهید رشد کرده است ومبادا خون این شهدا را پایمال کنید ای مسلمین قدر این امام امت رابدانید که سلانه زهرای اطهر است ولبیک گوی ندای پیامبرند واز او اطاعت کنید که اطاعت از او رضای خداوند را در بردارد. چند کلمه ای با پدرومادرم: پدرومادر گرامی وعزیزم می دانم هرگز حق بزرگی که بردوش من گذاشتید بجا نیاوردم (فرصت بجا آوردن نبود چرا که حسین مرا فرا می خواند . پدر ومادر زندگیم سراسر قصور وکوتاهی نسبت به شما عزیزان بود وحق شما را اداء نکردم . پدرومادرم که برای بزرگ کردن من چه بسا زحمتها کشیده اید وتو ای پد ر که مرا مشتاقانه روانه جبهه ساختی بعد از شهادتم غمیگین نباشید که این سعادت نصیب همه کس نخواهد شد مرا به بزرگواری خویش ببخشید وافتخار کنید که چنین هدیه ای را به پیشگاه خداوند هدیه نموده اید . پدرومادر گرامی وعزیزم به جهت زحمتهایی که برایم کشیدید حلالم کنید واز تقصیراتم بگذرید که رضای شما رضای الهی را به دنبال خواهد داشت واین را بدانید که مرگ حق است . انا لله وانا الیه راجعون همه از خدائیم وبه سوی او باز می گردیم. واما شما ای برادران وخواهرم قدر پدر ومادررا بدانید چرا که برای بزرگ کردن شما چه بسا زحمتها کشیده اند تا شما را به این حد رسانیده اند . پدر ومادر گرامیم نمی گویم که در شهادت من گریه نکنید برای امام حسین گریه کنید ومواظب باشید با گریه خود دل دشمنان راشاد نکنید واما خواهرم وبرادرانم می دانم که در زندگی خیلی عیب دیده اید واز سمت من چه بسا ناراحتیها کشیده اید از شما می خواهم این حقیر را حلال کنید واز خدا هم بخواهید که مرا ببخشد وبرایم طلب مغفرت کنید. واز تمام خویش واقوام هم می خواهم که اگر از دست من ناراحتی دیده اید به بزرگواری خود مرا ببخشید واز خدا برایم طلب مغفرت کنید . واز تمامی مردم محسن آباد می خواهم که اگر از من اشتباهی ویا کار ناپسندی سرزده است به خاطر خدا ببخشید . انشاءاله در روز جزاء خداوند شما را اجر دهد. انشاءاله. به امید پیروزی رزمندگان اسلام . خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. از عمر ما بکاه وبر عمر رهبربیفزا. منتظری نستوه برای نصر اسلام محافظت بفرما..

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه