شناسه: 165441

وصیت شماره 1 - شهید محمود رضایی آذرخورانی

بسم الله الرحمن الرحیم ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل اله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزوقون. خدایا شهادت را نصیم کن واین را به دشمنان بفهمان که کورکورانه در این راه قدم گذاشتند ومن با افتخار وراسخ به دین مبین اسلام ویگانگی به وحدانیت پروردگار معصومین مرجع تقلیدم امام خمینی ودرراه این عقیده راستم واین برادران مبارز ومومن می روم. همه کسانی که به پروردگارشان ایمان آورده اند وخدا را به یگانگی می پرستند باید برای برقراری دین الله وحکومت توحیدی درروی کره زمین از دیارشان هجرت کنند ودلشان رااز مال ومنال ورختخواب ذلت وبیچارگی واز دنیای مادی ببرند وبرای بقا وپایداری قرآن با جهاد ومالشان درراه خداجهاد کند جهاد فی سبیل اله پس برای رضای خداباید جهاد با نفس کنیم آنطوری که دلمان می خواهند نباشیم انطوری باشیم که خدا ورسول خدا از دستمان راضی باشند وقتی باورمان که مکتبمان باشد اسلام می گوئید بایدجهاد کرد پس جهاد بانفس جهت تزکیه جسم وروحش جهاد با دشمنان خدا وکسانی که سدراه تکامل جامعه است خدایا تا به حال برای به ثمررسیدن چقدر شهید داده ام وخدایا درروز واپسین جواب خون این شهیدان را چه کسی می دهد مگرغیر از این است که من هم کلمه ای از همین جواب گویان هستم اگر بخواهم در قبال جان هر شهید من به اندازه یک قطره خون مسئول باشم وجواب گوی تو مگر چند قطره خون در این جهان پس ارزش من است آیا به هزار قطره می رسد وبا هزار قطره نمی توادن جواب صدهزار شهید را داد والهی من که در اسلام میلاد یافتم من که در اسلام رشد کردم من که در اسلام تربیت یافتم اهلی دلم نمی خواهد که دررختخاب ذلت ونکبت بار بمیرم دلم نمی خواهد به غیر از خاطر تو بمیرم پس مرا که دراین راه مقدس توالله قدم گذاشته ام برای درس عبرت شعور ومعرفت کمال وعفت وعصمت پاکی وطهارت ودرمرحله آخر نزدیکی به تو پس خدایا وقتی که در همین راه لیاقت شهادت را پیدا کردم وبعد رسول الله قسمت می دهم که شهادت را نصیبم کن تا بلکه جز رستگاران باشم اما پدر مهربانم ومادر عزیزم برایم نگریستند تا بلکه بتوانید خدای خود را با دادن این پسر بی ارزش راضی کنید وازخدا بخواهید که جز رستگاران باشم تادر آن دنیا حیات داشته باشیم . پدرجان می دانم که چشم براهم بودی می دانم که خیلی کارها برایم می خواستی بکنی پدرجان می شود چه کرده آن وقت که تو با دستهایت وبازوهایت زحمت کشیدی ونان حلال آوردی ثمره رنجها وخون جگرها شهادت پسرت است درست است . من نمک نشناس بودم ومی خوردم می خوابیدم اما پدرجان افتخار کن که تو هم محمود دادی وشریک خون داده ها شدی از خدا بخواه تادیگر بچه هایت مانند محمود بمیرند اما مادرم نورچشم وپاره جگرم حلالم کن حلالم کن که مدیون تو هستم چقدر از کودکی این مراسم غصه وافسوس خوردی چقدر در ماموریتهایم به من روسیاه خجالت دادی طلب بخشش دارم مادرم دلم خیلی می خواست که از خجالتها وزحماتت که تا به این سن رساندیم از تو مادر ارجمندم وپدر زحمتکشم درآیم چقدر دلم می خواست که با گرفتن همسر وبا تشکیل دادن زندگی تا آخرین نفس وتا آخرین قدرت درخدمت شماباشیم والدینم خیال نکندی حال آرزوی عروس آوردن شماها را به گور بردم این طور این است که حجله گاه من همان ؟ است که کنار خیابان می زنید جای پارچه مشکی قرمز بزنید و؟ مبارک باد هم همان صوت قرآن است پدرومادرم هم پسر دارید که عروس بیاورید وهم دختر که داماد بیاورید انشاء اله که همه شان خوشبخت ومفید به یاری خدا می شدند وپس پدرومادرم انشاء اله که مرا ما عفو کنیدوطلب حلالیت می کنم حلالم کنید که شرمنده شماها هستم راستی خواهران وبرادرانم راهی را انتخاب کنید که مکتبمان می گوید در اسلام واحمدجان از تو هم ؟ امیدوارم که خوشبخت باشی اما ننه جان وننه حاجی اگر محمود رفت ناراحت نباشید. چون هم نوه دارید وهم نتیجه که جای محمود راپر کند ازشماها هم ننه جان وننه حاجی طلب حلالیت می کنم مرا عفود کنید واما شماها ای خویشاوندان شهیدپرور این را می دانم که مدیون شما هم هستم همین طوری که مدیون پدرومادرم بودم ازشماها هم طلب حلالیت می کنم واز همه همسایگان ودوستان وآشنایان وکسانی که بامن سلام وعلیک داشتند طلب حلالیت می کنم. ی؟ خواست من بود که طول عمر خودم را بدهم واز خدا بخواهم که به لحظات عمر اما م به دقیقه ها وثانیه ها بیفزاید وپس برای عزای من گریه نکنید برای شهادت امام خمینی گریه کنید وقدری دلتان به حال امام امت بسوزد وهر طور که می دانیدامام را از دست خود راضی کنید که خدای خود راراضی کرده اید وبه منتظری یار وفادار باشید. پدرگرامیم ومادر نازنینم اگر به خدا ایمان آورده ام ودرراه خدا هجرت کردم ودرراه هجرتم چه بانفسم کردم چون مال که نداشتم که جهاد با مال وزن وفرزند کنم واین هم یک خوشبختی است پس اگر حتی یک تومان از راه وچاره ای به من تعلق گرفت درراه به ثمر رسیدن انقلاب باید خانواده مستمند وبیچاره یااز راه دیگر بدهید وهرچه خودتان می دانید نماز وروزه بگیرید. وبرادرانم احمدجان حسین وحسین حاج اسماعیل می دانم که مدیون شماها هم هستم امیدوارم که حلال کنید فقط مواظب باشید که گرفتار مال دنیا نشوید وقدری هم به آخرت فکر کنید وتا آنجا که می توانید برای رضای خدا وبه محتاجان کمک کنید تا خدا راضی شود. درود برامام خمینی وسلام برمنتظری ومرگ بر منافقین ش.ش 1343550 بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه شهید محمود رضایی و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا خدایا شهادت را نصیبم کن و این را به دشمنان بفهمان که کورکورانه در این راه قدم نگه داشته ام. من با اعتماد راسخ به دین مبین اسلام و یگانگی به واحدنیت پروردگار و معصومین مرجع تقلیدم امام خمینی و در راه این عقیده راسخم به صف این برادران مبارز مومن می روم همه کسانی که به پروردگارش ایمان آورده اند و خدا را به یگانگی می پرستند باید برای برقراری دین (الله) و حکومت توحیدی در روی کره زمین از دیارشان هجرت کنند و دلشان را از مالی و ملال و رختخواب ذلت و بیچارگی و دنیای مادی ببرند و برای بقاء پایداری قرآن با جان و مالشان در راه خدا جهاد کنند جهاد ( فی سبیل الله ) پس برای رضای خدا باید جهاد با نفس کنیم آنطوری که دلمان می خواهد نباشیم آنطوری باشیم که خدا و رسول خدا از دستمان راضی باشد وقتی آن یاورمان که مکتبمان باشد اسلام می گوید باید جهاد کرد پس جهاد با نفس کنید جسم و روحش جهاد با دشمنان خدا و رسول خدا کسانی که سد راه تکامل جامعه است خدایا تا بحال رسیدن این انقلاب چقدر شهید داده ایم خدایا در روز واپسین جواب خون این شهیدان را چه کسانی که سد راه تکامل جامعه است خدایا تا بحال رسیدن این انقلاب چقدر شهید داده ایم خدایا در روز واپسین جواب خون این شهیدان را چه کسی می دهد مگر خیر از این است که من هم کلمه ای از همین جواب گویان هستم اگر بخواهم در قبال جان هر شهیدی من به اندازه یک قطره خون مسئول باشم جواب گوی تو مگر چقدر قطره خون در این جهان بی ارزش من است آیا به هزار قطره می رسد و با هزار قطره نمی توان جواب صد هزار شهید را داد. الهی که من در اسلام میلاد یافتم من که در اسلام رشد کردم من که در اسلام تربیت یافتم الهی دلم نمی خواهد که در این رختخواب ذلت و نکبتباربمیرم دلم نمی خواهد که به غیر از خاطر تو بمیرم پس مرا که در این راه مقدس که الله قدم گذاشته ام برای درس عبرت شعور و معرفت کمال عفت و عصمت پاکی و طهارت و در مرحله آخر نزدیکی به تو پس خدایا وقتی که در همین راه لیاقت شهادت را پیدا کردم و به روح رسول الله قسمت می دهم که شهادت را نصیبم کن تا بلکه جزء رستگاران باشم اما پدر مهربانم و مادر عزیزم برایم گریه نکنید تا بلکه بتوانید خدای خود را با دادن این پسر بی ارزش راضی کنید و از خدا بخواهید که جزء رستگاران باشم تا در آن دنیا حیات داشته باشم پدر جان می دانم که چشم براهم بودی می د انم که خیلی کارها برایم می خواستی بکنی . پدر جان می دانم که امید تو بودم می دانم که آرزوهایت را به گور بردم اما راستی پدر جان می شود چه کرد ان وقت که تو با دستهایت و بازوهایت زحمت کشیدی و نان حلال آوردی ثمره رنجها و خون جگرها شهادت پسرت است راستی مادرجان و پدر جان حجله گاه من همان تفتی است که کنار خیابان می زنید به جای پارچه مشکی قرمز بزنید و راستی خواهران و برادران راهی را انتخاب کنی که مکتبتان می گوید این خواست من بود که طول عمر خودم را بدهم و از خدا بخواهم که به لحظات عمر امام به دقیقه ها و ثانیه ها بیفزاید پس برای عزای من گریه نکنی برای امام خمینی گریه کنی و قدری دلتان به حال امام امت بسوزد و هر طور که می دانید امام را از دست خود راضی کنید که خدای خود را راضی کردید. درود بر امام خمینی والسلام محمود رضایی ش.ش 1343550 بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه شهید محمود رضایی و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله خدایا شهادت را نصیبم کن و این را به دشمنان بفهمان که کورکورانه در این راه قدم نگذاشته ام . پدر و مادرم انشاالله که مرا عفو کنید طلب حلالیت می کنم حلالم کنید حلالم کنید که شرمنده شماها هستم راستی خواهران و برادرانم راهی را انتخاب کنید که مکتبتان می گوید پدر و مادر را رها نکن از خجالت من هم درآی امیدوارم که خوشبخت شوی اما ننه جان و ننه حاجی اگر محمود رفت ناراحت نباشید چون هم نوه دارید و هم نتیجه که جای محمود را پر کنند از شما هم ننه جان و ننه حاجی طلب حلالیت می کنم مرا عفو کنید و اما شماها ای خویشاوندان شهیدپرور این را می د انم که مدیون شما هم هستم همین طور که مدیون پدر و مادرم بودم از شماها طلب حلالیت می کنم و از همه همسایگان و دوستان و آشنایان و کسانی که با من سلام و علیک داشتند و طلب حلالیت می کنم. 1- این خواست من بود که طول عمر خودم را بدهم و از خدا بخواهم که به لحظات عمر امام به دقیقه ها و ثانیه ها بیفزاید. پس برای عزای من گریه نکنید برای امام خمینی گریه کنید و قدری دلتان به حال امام امت بسوزد و هر طوری که م یدانید امام را از دست خود راضی کنید که خدای خود را راضی کردید به منتظری یار امام وفادار باشید. 2- پدر گرامیم و نازنینم اگر به خدا ایمان آوردم و در راه خدا هجرت کردم و در راه هجرتم جهاد با نفسم کردم چون مالی که نداشتم که جهاد با مال و زن و فرزند کنم و این هم یک خوشبختی است پس اگر حتی یک تومان از راه و چاره ای به من تعلق می گرفت. در راه به ثمر رسیدن انقلاب حال یا به خانواده مستمند و بیچاره یا از راه دیگر بدهید و هر چه خودتان می دانید نماز و روزه بگیرید. 3- برادرانم احمد جان، حسن و حسین و حاج اسماعیل می دانم که مدیون شما ها هم هستم امیدوارم که مرا حلال کنید فقط مواظب باشید گرفتار مال دنیا نشوید قدری هم به آخرت فکر کنید و تا آنجا که می توانید برای رضای خدابه محتاجان کمک کنید تا خدا راضی شود. درود بر امام خمینی سلام بر منتظری مرگ بر منافق والسلام فرزند کوچک شما : محمود رضایی مورخه:60/2/21

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه