شناسه: 166219

وصیت شماره 1 - شهید محمدحسین رستگارمقدم کریم زاده

بسم الله الرحمن الرحیم بسم رب الشهدا والصدیقین سلام برحضرت مهدی (عج) وسلام برنائب اوامام امت پیرجماران خمینی کبیر وسلام برفقیه عالیقدر امیداسلام وقرآن آیت اله منتظری وسلام برکلیه روحانیون به خصوص مجاهد ستوه وخستگی ناپذیر آیت اله طاهری وبا درود وبه روان پاک شهیدان از صدراسلام تا به انقلاب ایران وجنگ تحمیلی تاکنون وشهدای کربلای ایران هرچند که بنده ای گنه کار هستم وعمری را به تباهی سپری نمودم ولیکن برحسب وظیفه شرعی که دارم می بایست چند خطی به عنوان وصیت نامه بنویسم. با خدایا ترا سپاس گذار هستم که باردیگر به من این توفیق را عنایت فرمودی که در پی فرمان امام ولی فقیه مان راهی جبهه های نور علیه ظلمت شوم وهرچند که نمی دانم می توانم خدمتی کنم یانه ولیکن توفیق یافتن در حضور در جبهه ها را شکر می گویم زیرا که اینجا دانشگاه است که مدرک قبولی آن همان شهادت است که خداوند فقط به کسانی عطا می فرماید که در این دانشگاه قبول شوند. خداوندا سپاس ترا به جا می آورم که تشخیص رفتن وماندن را به من دادی واینکه ما بین مرگ سرخ ومرگ سیاه این انتخاب را به من عنایت فرمودی که مرگ سرخ را انتخاب کنم ودردوراهی که قرار گرفته ام ومدتها انتظار بیرون آمدن از آنرا داشتم نجات دادی . برادران وخواهران درخت انقلاب اسلامی خون میخواهد وبرای برپا نمودن پرچم توحیدی اسلام درسراسر گیتی باید جانفشانی کرد ودر این راه هرپرچمی که از دست سرداری افتاد باید که سردار دیگری آن پرچم را بردارد وجانشان دیگری پیدا شود وپرچم از دست برادر شهیدمان علی رضا عبدیان افتاد از خدا خواستم تا این توفیق را به من عطاکند تا بتوانم دستم به پرچم او برسد به این امید که بتوانم آن را بلند کنم وسرپا نگه دارم به این امید که به دشمنان کوردل بگویم هیهات من الذله . درپایان سخنی دارم با پدرومادر وبرادران وخواهرانم وهمسرم وفرزندانم آشنایان وهمکارانم. پدرومادرم از شما طلب بخشش می کنم که فرزند خوبی نبودم برای شما به خصوص مادرم مرا حلال کنید وازاینکه از شما خداحافظی نکردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه