وصیت شماره 1 - شهید محمد ذبیحی ریزی
" بسم الله الرحمن الرحیم " و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا ء عند ربهم یرزقون اینجانب محمد ذبیحی فرزند ابراهیم به شماره شناسنامه 264 متولد 1341 صادره از اصفهان متاهل دارای دو فرزند وصیت نامه خود را آغاز می کنم . ای مردم بدانید که این حقیر به دلخواه خود و شناختی که از اسلام پیدا کردم و بنا به احتیاج جبهه های نور علیه ظلمت به جبهه آمدم و هیچ کس مرا مجبور به رفتن جبهه نکرده است ای امت شهید پرور دست از یاری این امام بر ندارید که به حق نایب بر حق امام زمان (عج) است و اگر امروز این پیر جماران را یاری کردید اسلام را یاری کرده اید . ای مردم امروز اسلام در خطر است چرا بعضی از شما هنوز در خواب غفلت هستید با اینکه بعضی از شعرهای ایران را بمباران کرده است وهنوز بعضی از شما در خواب خرگوشی هستید فردای قیامت پیغمبر و علی و زهرا و فرزندانش وهمین شهدا که از جان خود هم گذشتند جلو ی شما را می گیرند پس بنابراین بیدار شوید و هر کس میتواند بههر طرقی یا به جبهه بیاید یا کمک به جبهه بکند . پدر و مادر عزیزم می دانم خیلی برای من زحمت کشیدید و من نتوانستم جبران کنم فقط همین را می توانم بگویم که مرا حلالم کنید و مرا ببخشید و با بچه ها وهمسرم مدارا کنید و مواظب آنها باشید . برادران و خواهرانم مرا حلال کنید و از خط اسلام و امام دور نشوید و پیرو سخنان امام خمینی باشید . برادران وخواهران عزیزم مرا حلالم کنید و اما همسر و فرزندان عزیزم ای دختران من ای نور چشمان من و امیدان آینده اسلام شما را از ته قلب دوست دارم . همسر عزیزم تو واقعا یک همسر خوب و با تقوای من بودی و تو واقعا همسر زحمت کش من بودی و از تو عاجزانه میخواهم زینب و بتول مرا زینب وار بزرگ کنی هر چند سفارش نکرده این مسولیت بزرگ را انجام خواهی داد . در پایان از تو عاجزانه می خواهم مرا حلال کرده و ببخشی و از تمام دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم و همسرم اگر دلت میخواهد باز تشکیل زندگی واگر می خواهی هم بنشین و بچه هایمان را بزرگ کن وسعی کن آنها دخترانی متقی تربیت کنی و از آنها افرادی ببار آوری که پیوند با حوزه دانشگاه داشته باشند ، اگر جنازه من به دستتان رسید در گلستان شهدا به خاک بسپارید . منطقه جنوب کشور "1365/11/10" " والسلام "
ثبت دیدگاه