شناسه: 169470

وصیت شماره 1 - شهید مجید خاتم ساز

" بسم الله الرحمن الرحیم "
خدمت پدر و مادر عزیز و مهربانم سلام عرض می کنم :
امیدوارم که حالتان خوب بوده با شد و در پناه خداوند متعال زندگی را به خوبی بگذرانید به برادران عزیزم رضا و رسول و حسین سلام می رسانم و به خواهر عزیزم سلام می رسانم به همه قوم و خوشیها سلام می رسانم مادر جان انشا ء الله حمله ای که معلوم نیست چه وقتی با شد مادر جان خواستم قبل از حمله با شما خداحافظی کرده و خودم را آماده برای ملاقات با خدای متعال کنم مادر جان فرض کن که امام زمان از شما یک قربانی خواست و شما مرا به او تقد یم کردی. مادر جان درست است که برای من زحمت کشیدی و بر من حق داری امام مادر جان اسلام از تو و پدرم بیشتر حق دارد و الان است که من و همسنگران و دوستان مسلمان پیرو ولایت فقیه و خط امام روحی له الفداء هستیم که با خون خود اسلام را یاری می کنیم ما باید خون بدهیم تا شما به کربلای حسینی برسید . مادر جان تو هم مثل مادر بقیه شهدا صبر کن و خدای را شکر کن اما در خلوت گریه کنید و در جلوی مردم با روحیه ای بسیار شاد و خوشحال ظاهر شوید پدر جان و مادر جان از کمبودها هیچوقت گله نکنید چون مادر حال جنگ هستیم و دشمن می خواهد که ما از کمبود گله کنیم اما شما نگذارید دشمن خوشحال پدر جان مادر جان در تمام مراحل زندگی دست از امام امت این نعمت خدائی برندارید و قدر امام را بدانید و گوش به فرمان او با شید پدر جان و مادر جان بدانید که اگر این رهبر دلسوخته برای اسلام نبود ایران و همه مستضعفان جهان را نمی توانست شیفته خود گرداند این امام پیغمبر گونه حرکت کرد و همان طور که در رکاب پیغمبر (ص) مسلمانان خون دادند و شهادت را اختیار کردند که اسلام در آن زمان پیاده شده بود ما هم در رکاب امام امت روحی له الفداء از خون خود با ی اسلام می گذریم تا اسلام و قرآن زنده بماند . برادران عزیزم دوست دارم که شما ها راه مرا ادامه دهید واز انقلاب و امام امت دست برندارید و ای خواهرم تو باید زینب زمانه با شی . پیام رسان خون برادر شهیدت با شی تو باید الگوئی برای خواهران دیگر باشی خواهر تو پیرو دختر حضرت علی (ع) هستی تو باید همچون زینب بر منافقان و دشمنان انقلاب خودش بر آوری و تو باید همچون زینب صبور باشی البته این حرف معنایش آن نیست که گریه نکنی خواهر جان می دانم که مرا دوست داشتی و به من علاقه مند بودی و در شهادتم گریه می کنی اشکال ندارد حضرت زینب هم برای برادرش امام حسین گریه کرد اما خواهر جان از تو می خواهم که در گریه ضعف از خودت نشان ندهی در حالی که اشکت سرازیر زبانت به شکر الهی مشغول باشد و به شما ای همه دوستان و خویشاوندان و فامیلهای عزیز و محترم وصیت من این است که دست از امام و دولت و انقلاب بر ندارید و حرمت خون شهیدان را نگه دارید واز کمبودها گله نکنید و امام را با فرستادن فرزندتان به جبهه های نبرد حق علیه باطل یاری کنید امیدوارم که خدا به شما این توفیق را بدهد در خاتمه مادر جان دستت را از دور می بوسم و ای پدر جان دست شما را هم می بوسم یک خواهش دارم و آن اینکه عروسی برادرم را به تاخیر نیندازید و در کار خیر باید عجله کرد و شما ای برادران وخواهر عزیزم را از دور می بوسم امیدوارم که از من راضی با شید و مرا حلال کنید و مرا دعا کنید این وصیتنامه از من است که عاشق الله هستم و پیرو روح الله هستم در یک دستم قرآن و در دست دیگر سلاح ، می جنگم تا به آرزوی دیرینه ام که شهادت است برسم .
و سلام مرا بر پیر جماران این یادگار پیامبران همچون ابراهیم و موسی و عیسی و پیغمبر آخر زمان این حسین دوران برسانید و بگوئید که از این سرباز کوچکش راضی با شد به خدا قسم شیرین تر از جان نداشتم و الا در راه تو و مکتبت نثار می کردم ای امام. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار .
" والسلام "

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه