شناسه: 172023

وصیت شماره 1 - شهید سیداکبر حسینی ارزنانی

به نام خدا
ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
و خیال نکنید کسانیکه در راه خدا کشته می شوند مردگانند بلکه انها زنده اند و در نزد پروردگار خویش روزی می خورند.
خدایا تو می دانی که من عزیزتر از جانم چیزی ندارم که در راه تو فدا کنم بدین جهت تا زنده هستم برایت خواهم جنگید و اگر اسلحه نداشتم با پنجه هایم و ناخن هایم دفاع می کنم بارالها می دانی که ارزوی من شهادت در جبهه است در زیر اتش توپ و خمپاره نه در رختخواب چون مولای من علی (ع) در محراب شهید شد و حسین (ع) در میدان جنگ به شهادت رسید.و چون حق همیشه پیروز است ما هم پیروزیم پس الهی عاجزانه از تو می خواهم توبه مرا پذیرا شوی و مرا ببخشی و معذرتم را پذیرا باشی.
سلام به پدر و مادر و خانواده گرامیم پدر و مادری که امانت خدا را پرورش داده او را آموزش دین دادند و به او دین مقدس اسلام را شناسانده تا بتواند راه خود را تشخیص دهد و در اخر نیز خداوند امانت خود را از انها پس گرفت پدر و مادر عزیزم این چند روز اخر هر موقع دلم می گرفت دست به خودکار می گرفتم و می نوشتم و با نوشتن کمی خودم را سبک می کردم مثل اینکه حال و هوای دیگر دارم حالت خودم را نمی فهم شاید منتظرچیزی هستم حوصله هیچ کاری ندارم و کتاب قران را بدست می گیرم برای مدتی خودم را تسکنی می دهم بعد رساله امام.
اگر به فیض شهادت رسیدم و توانستم این فیض را بدست اورم شما در فراغ من نگریید و خم به ابرو نیاورید و شادی کنید چون از این طریق است که می توانید مشت محکمی بر دهان استعمار و جیره خواران داخلی انها بزنید پس از شما خواهشی می کنم همیشه صبور و استوار باشید تا روح من در جهان ابدی همیشه راحت و اسوده باشد شما می دانید سیر زندگی هر کسی دو مرحله دارد ابتدا از رحم ماد متولد می شود و زندگی را انجام می دادم دلم می خواست خدا راضی کنم حلالیت شما برای من سرنوشت ساز و شور افرین است مخصوصا اگر از اعماق قلبتان حلالم نمایید و باید اضافه کنم ؟ از صمیم قلب دوست دارم تو ای عزیز تر از جاانم ای مادر مهربانم چقدر دلم می خواست یک دفعه دیگر ان چهره مهربان و مادرانه ات را ببینم تا از آن روحیه بگیرم چه کنم دست تقدیر ما را از یکدیگر جدا کرده شما هم سفارش می کنم اگر چه مرگ اولاد مشکل است ولی با توکل به پروردگار و با صبر و شکیبایی می توان این بار غم را تحمل کرد و درس عبرتی باشید برای کلیه مادران شهدا از حیث استقامت مادر جان از صمیم قلب مرا حلال کن و شیرت را بر من حلال کن و از من راضی باش و اگر این کار را بکنی امیدوارم مادر همه ما حضرت فاطمه (س) از تو شاد گردد از کلیه اقوام برای من طلب حلالیت و التماس دعا بخواه
پدر و مادر گرامی و مهربانم اگر چیزی از کتابخانه و مسجد نزد من است به جهاد برگردانید و از انها طلب حلالیت برایم بکنید اگر هر کسی از من طلب دارد از ان مقدار پولم بردارید کتابخانه مسجد را بدست محمود مظاهری یا فرد مورد اعتماد دیگری بدهید و همه لوازم را به او بسپارید و به او سفارش کنید که تا انها را در راه خدمت به خلق مستضعف محل بکار بندد اما برادر گرامیم و خواهران عزیز کوچکتر از ان هستم که به شما سفارشی و حرفی داشته باشم ولی از حیث عشق و علاقه ای که به شما دارم به شما تذکراتی عرض می کنم برادر از تو می خواهم که بگذاری سلاح از دست افتاده من بر زمین بماند و خونم سد شود بلکه پس از تزکیه کامل راهم را ادامه ده و سنگر بسیج و نماز جماعت را رها نکن برادرم می دانم که در طول مدت عمر خود نتوانستم برادری خوب و مورد رضایت باشم و به تو خدمت کنم ولی تو را به زهرای اطهر قسم می دهم خدای ناکرده کاری نکنی که مورد سرزنش و چشم روشنی دشمنان شود
اما ای خوهران سعی کنید مثل زینب ادامه دهنده راه شهیدان باشید و راه او را دنبال کنید وهمچنان حجاب خود را حفظ کنید و فرزندانی تحویل این اجتماع دهید که حسینی باشد و مراسم مذهبی و عبادی را فراموش نکنید خواهران شما باید بر خود ببالید و شاد خوشحال باشید چون اگر من توفیق شهادت پیدا کردم لااقل برادری دیگر دارم که خواهی نخواهی باید به او دل ببندید و اگر خواستید گریه و زاری کنید فقط بر حال مظلومیت و بی کسی سرورمان امام حسین(ع) و علی اکبر مظلومش بگریید.
عزیزان من راه سعادت و خوشبختی در این دنیا و اخرت اسلام است و پس و باید راه و روش زندگیمان را به دستورات اسلامی وفق دهیم و فرامین الهی را انجامدهیم و اتحاد و همبستگی مان را حفظ کنیم هرگونه حرف و مسئله ای که رخ می دهد از هر که می شنوید سعی کنید انها را با حرف امام عزیزمان بسنجید ببینید نظر امام در این مورد چیست در حقیقت امام عزیز را معیار کارها قرار دهید
دوستان واشنایان پیام من به شما این است که در مراسم مذهبی و به طور کامل شرکت کنید مخصوصا نمازهای جماعت جمعه و دعای کمیل از تفرقه و جدایی طلبی دست بردارید که این شیوه و روش نیکان نیتس و اگر بین شما و مسئولان بخصوص روحانیت جدایی بیفتد ان روز روز جشن امپریالیسم امریکا است البته عزیزان از شما بسیار معذرت و عذر می خواهم که در طول حیات خود نتوانستم یک فرد به درد بخور برای شما باشم نتوانستم یک بسیجی واقعی و طبق گفته امام باشم چون خودم از نظر معنویات کم داشتم و احتیاج به راهنمایی داشتم و از همه اقوام طلب حلالیت می کنم عاجزانه از شما می خواهم همه را از دست من راضی باشند

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه