شناسه: 178679

پیش بینی شهادت

به روایت از محمد حاتمی : یک رو به محل کار خلیل ا... بهاری رفتم تا جویای احوالات ایشان بشوم برادر کاوه را دیدم پرسیدم آقای بهاری کجاست ؟ گفت : دیشب رفته بودیم شناسایی و الان دارد استراحت می کند داشتم بر می گشتم که از زیر چادر محل استراحتش مرا دیده بود و گفت بیا اینجا وقتی رفتتم گفت بیا مقداری با هم صحبت کنیم و درد دل نماییم من می خواهم امروز آخرین خداحافظی را با تو داشته باشم و حلالیت می طلبم گفتم من آمده ام احوالت را بپرسم و خوشحال شوم نه اینکه مرا ناراحت کنی گفت نه راست می گویم من الان در فکر بودم که امروز چندین ماشین نظامی و نفرات آنان را منهدم کرده ام و به مکن الهام شده که آنان هر طور شده امروز مرا به شهادت می رسانند برایش مشخص شده بود که دارد شهید می شود لذا در همان درگیری و عملیاتی که انجام شد ایشان به شدت مجروح شد و فکر می کنم در بین راه نرسیده به بیمارستان به شهادت رسید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه