شناسه: 179890

اولین اعزام

به روایت از مریم بلندی : یادم هست یکشب همان اوایل زندگی مشترکمان بود که همسرم آقای باقری می خواست از طریق بسیج به منطقه اعزام شود که برگه را به من داد و گفت: امضاء کنید که شما راضی هستید که من به جبهه بروم . زمانیکه من آن برگه را امضاء کردم ، ایشان از خوشحالی آن شب نخوابید و چون اولین مرحله ای بود که این موضوع را با من در میان گذاشته بود، فکر نمی کرد که من رضایت بدهم تا ایشان به جبهه برود. بسیار خوشحال بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه