شناسه: 180925

خاطره شماره 33 - شهید حسن انفرادی حسن آبادی

حسين علي فتوحي : در اوايل ورودم به گردان يد الله فرمانده گروهان بودم ، برادر حسن هميشه به ما سفارش مي کرد با نهاتيت احترام با بسيجي ها برخورد کنيم .بايد مقداري کمپوت پخش مي کرديم ، به خاطر عجله زيادي که تدارکات داشت، با همين ماشين در حال حرکت به هر سنگر که مي رسيد ؛ بسته اي را به داخل سنگر مي انداخت ، برادر حسن اين صحنه را ديده بود. يک مرتبه ديدم با ناراحتي جلو آمد در حالي که صورتش عصبانيت را نشان مي داد، گفت :اين چه وضعي است ، چرا اين سهميه آذوقه را با احترام به دست بسيجي ها نمي دهيد ، چرا پرت مي کنيد داخل سنگر. خواستم توجيه کنم، گفتم :آخر ما عجله داشتيم. ادامه داد: اگر مي خواهيد به بسيجي چيزي بدهيد بايد برويد داخل سنگر يکي يکي بدهيد دستش و بگوييد بفرماييد .ديگر نبينم اين طور رفتار کنيد ، آن روز تنها وقتي بود که برادر حسن را عصباني ديدم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه