محبت و مهربانی
یادم می آید یک دفعه که مادرم مریض شده بود من به تنهایی نمی توانستم تمام کارها را انجام بدهم محمد علی آن دفعه پا به پای من در پختن غذا ونظافت منزل و غیره به من کمک کرد و در آن موقعیت کتابش نیز دستش وبود و آن را هم مطالعه می کرد .
یادم می آید یک دفعه که مادرم مریض شده بود من به تنهایی نمی توانستم تمام کارها را انجام بدهم محمد علی آن دفعه پا به پای من در پختن غذا ونظافت منزل و غیره به من کمک کرد و در آن موقعیت کتابش نیز دستش وبود و آن را هم مطالعه می کرد .
ثبت دیدگاه